خ
خابورى :
منسوب است به خابور بر وزن كافور و آن نام نهرى است در جزيره كه بخشى وسيع را مشروب كند و سپس به شطّ فرات ريزد و ابو العبّاس احمد بن عبد اللّه بن زبير خابورى كه در بصره زيست و در فنّ نحو و فقه و قرائت بارع گرديد و هم منصب خطابت شهر بصره را يافت و قصيدهء شاطبى را سخاوى از او روايت كرد و تا سال 682 زنده بود بدان منسوب است .
خاتون :
فارسى است و معنى آن بزرگزن ( سرور زنان ) و آن نام دختر يكى از سلاطين ايّوبى است كه با نياى آل خاتون ( خاتونزادگان ) ازدواج كرد و از آنان فرزندان دانشمندى بهوجود آمد كه به ابناء خاتون معروفند و از جمله : جمال الدّين احمد ابن محمّد بن علىّ بن محمّد بن محمّد بن خاتون عاملى عينانى از مشايخ اجازات . و از جمله : جمال الدّين احمد بن نعمة اللّه بن علىّ بن احمد بن محمّد بن خاتون صاحب كتاب مقتل الحسين . و از جمله :
محمّد بن علىّ بن خاتون عاملى صاحب ترجمهء كتاب اربعين شيخ بهائى به فارسى و شرح ارشاد و مشهورترين خاتونزادگان همين است و در حيدرآباد هند بزيست و در سال 1068 درگذشت .
خاتونآبادى :
نام محلّتى است در اصفهان و محمّد باقر بن محمّد اسماعيل خاتونآبادى اصفهانى معروف به ملّاباشى در شمار اديبان و فقيهان و شاگرد محقّق سبزوارى و صاحب تأليفات از جمله ترجمهء كتاب مكارم الاخلاق و متوفّى 1127 و جمعى ديگر از اعلام بدان منسوبند .
خاجوئى :
منسوب است به خاجو بر وزن بازو و آن نام محلّتى است در اصفهان و مولى اسماعيل ابن محمّد حسين بن محمّد رضا خواجويى در شمار حكيمان متألّه و فقيهان محقّق و صاحب كتاب فوائد الرجاليّه و كتاب هداية الفؤاد الى احوال المعاد و كتاب جامع الشتات فى النوادر و المتفرّقات و شرح مدارك و شرح دعاى صباح و غير اينها و متوفّى 1173 بدان منسوب است . وى از مردم مازندران بود و در محلّت خاجوى اصفهان زيستن گرفت و به خاجوئى شهره گرديد .
خاخسرى :
با فتح هر دو خا منسوب است به خاخسر بر وزن نامرد و آن قريهاى است در دو فرسنگى سمرقند و عتيق بن عبد العزيز بن عبد الكريم خاخسرى سمرقندى در طبقهء اديبان و شاعران كه در نيشابور زيست و سال 650 درگذشت بدان منسوب است . « 1 »
هامش
( 1 ) - و از آن جمله است : قاضى عبد القادر بن احمد ابن القاسم الخاخسرى در شمار راويان حديث است ، متولّد 463 و متوفّى 527 ( الأنساب / سمعانى : 2 / 303 ) .