تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢

حيرى :

با كسر و سكون منسوب است به حيره و آن شهرى بوده است در سه ميلى كوفه كه ملوك حيره در آن زيستند و بريه عبادى حيرى از محدّثان خاصّه بدان منسوب است و نيز منسوب است به حيره كه محلّتى بوده است در نيشابور و ابو عبد اللّه اسماعيل بن احمد بن عبد اللّه حيرى نيشابورى در طبقهء مفسّران و مقرئان و فقيهان و محدّثان و صاحب تصانيف در علوم قرآن از جمله : كتاب الكفايه در تفسير و متوفّى 430 و ابو عثمان سعيد بن اسماعيل حيرى نيشابورى در طبقهء مشاهير عرفا و متوفّى 298 بدان منسوبند .

حيسمان :

با فتح و سكون و ضمّ سين بىنقطه به معنى مرد گندمگون ستبر نام حيسمان بن اياس خزاعى صحابى است .

حيص و بيص :

با فتح و سكون در هر دو به معنى درهم‌آميختن و در سختى و فشار بودن است و آن لقب شهاب الدّين ابو الفوارس سعد بن محمّد ابن سعد بن صيفى تميمى است مشهور به ابن صيفى و مشهورتر از آن به حيص و بيص و او را حيص و بيص ازآن‌روى گفتند كه روزى مردم را در پيش آمدى كه آن را ندانست مضطرب انديشه و پريشان‌خاطر ديد ، پرسيد ما للناس فى حيص و بيص چون است كه مردم بىقرار و پريشيده خاطرند و آن لقب بر او ماند . بارى حيص و بيص در شمار فقيهان شافعى است و بر مسائل خلافيه احاطتى داشت لكن ادبش بر فقهش غلبه كرد و نظمش بر نثرش چربيد و در طبقهء شاعران توانا كه به حسن سبك و جزالت الفاظ شعرش موصوف است درآمد و ديوان شعر و ديوان رسائل پرداخت . ابن خلّكان نوشت كه : « نصر اللّه محلى گفت : در واقعه امام علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام را ديدم و گفتم شما مكّه را فتح كرديد و گفتيد : آن‌كس كه به خانهء ابو سفيان درآيد ايمن است و آنگاه با فرزندت حسين كردند آنچه كردند . گفت : مگر اشعار ابن صيفى را نشنيدى ؟ گفتم : نشنيدم ، گفت : از او بشنو » . و ازآن‌پس كه از خواب برخاستم به خانهء حيص و بيص رفتم و خوابم را بر او خواندم . بانگش به گريستن بلند شد و گفت : « اين اشعار را ديشب نظم كردم و سوگند ياد كرد كه آن را بر هيچ‌كس نخواندم » و آنگاه خواند :
ملكنا فكان العفو مناسجية * فلما ملكتم سال بالدم ابطح و حللتم قتل الاسارى فطالما * غدونا على الاسرى فنعفو و نصفح فحسبكم هذا التفاوت بيننا * و كل اناء بالذى فيه ينضح
و در سال 574 در بغداد درگذشت .

حيوان :

با فتح و سكون بر وزن پيمان از اعلام است و نام جمعى و اصل آن حيوان با فتح اوّل و دوّم است به معنى زنده و اصل آن نيز حييان است و حيوانى منسوب است به حيوان . و كسى را حيوانى گويند كه جاندار بفروشد خواه چرنده باشد و خواه پرنده و آن لقب جمعى از محدّثان است ، از جمله : سعد اللّه بن نصر حيوانى محدّث .

حيّوس :

با فتح و تشديد يا بر وزن تنّور و آن نام نياى صفى الدوله ابو الفتيان محمّد بن سلطان محمّد بن حيّوس بن محمّد غنوى است در طبقهء مشاهير شعراى شام و ستايشگر آل مراس و در ستايش شرف الدوله سلم بن قريش گفت :