أنت الّذي نفق الثناء بسوقه * و جرى الندى بعروقه قبل الدم
و با آن مايه از توانائى بر نظم توانست ثروتى اندوزد و در سال 473 در حلب از جهان برفت و حيّوس به معنى رسنتاب است .
حيويه :
مركّب است از دو كلمه حىّ به معنى زنده و ويه كلمهء اعجاب و آن نام پدر محمّد ابن حيويه بن مؤمّل كرجى است در طبقهء نحويان و متوفّى 372 .
حيّه :
با فتح و تشديد به معنى مار و ابو حيّه كنيت هيثم بن ربيع بن زرارة بن كثير بن حباب نميرى است در طبقهء شاعران مخضرمين دو دولت اموى و عبّاسى و در فنّ رجز بيشتر شعر پرداخت و در بصره زيست و شمشيرى داشت كه آن را لعاب المنيه نام داد و با شمشير چوبين چندان فرقى نداشت و بر دلش بيم و ترس چيره بود و با اين وصف بخل هم ورزيد . قضا را در شب سگى به خانهاش رفت و پنداشت كه دزد است و از بيم ، بانگ جانوران برداشت و سگ از خانه بيرون شد و گفت : « خدا را سپاس كه تو را به صورت سگ برگردانيد و مرا از گزند رسانيدن به تو كفايت كرد » .