تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
حنوطفروشى داشته‌اند مانند : ابو الفضل سالم حنّاط كوفى از محدّثان اماميّه .

حنان :

بر وزن زبان در چندين معنى به كار رفته است : مهر ، بخشش ، روزى ، بركت ، هيبت و وقار ، نازك‌دلى و آن نام حنان بن سدير صيرفى است از محدّثان اماميّه . و حنّان با تشديد نون از نامهاى خداست و نام شاعرى از قبيلهء جهينه .

حنّانى :

با كسر و تشديد منسوب است به حنّان و آن لغتى است در حنّاء و حنّانى كسى را گويند كه حنا فروشد و آن لقب محمّد بن ابراهيم بن سهل حنّانى است ، در شمار محدّثان عامّه .

حنبلى :

منسوب است به حنبل بر وزن جعفر و حنبل در چندين معنى به كار رفته است : كوتاه‌اندام ، ستبرشكم ، پوستين‌كهنه ، موزهء كهنه از اعلام است و نام نياى ابو عبد اللّه احمد بن محمّد بن حنبل شيبانى مروزى است كه در بغداد بزرگ شد و هم در آن شهر زيست و يكى از چهار پيشواى فقه سنّيان است و مؤسّس فرقهء حنبلى . ابن حنبل فراوان حديث حفظ داشت تا جايى كه گويند دو هزار هزار ( دو ميليون ) حديث در خاطر داشت و كتابها پرداخت ، از جمله : كتاب المسند شامل چهل و چند هزار حديث و كتاب العلل و كتاب التفسير و كتاب الناسخ و المنسوخ و كتاب الفضائل و كتاب الزهد و كتاب الايمان و كتاب المسائل و كتاب الرد على الجهمية و كتاب طاعة الرسول و كتاب المسائل و غير اين‌ها و در سال 241 درگذشت و در تشييع جنازه‌اش هشتصد هزار مرد و شصت هزار زن حاضر شد و متوكّل فرمان كرد تا جايى را كه بر ابن حنبل در آنجا نماز خواندند مساحت كنند و يافتند كه جاى دو ميليون و پانصد هزار نمازگزار بود .

حندرى :

با ضمّ اوّل منسوب است به حندر بر وزن كندر و آن قريه‌اى است از قراى عسقلان و سلامة بن جعفر رملى حندرى در شمار محدّثان بدان منسوب است .

حندوثائى :

با فتح و سكون و ضمّ دال بىنقطه منسوب است به حندوثا و آن نام قريه‌اى است در معرّة النعمان و ابو عبد اللّه حسين بن احمد حندوثائى در شمار محدّثان بدان منسوب است .

حنزابه :

با كسر اوّل و سكون دوّم بر وزن دلداده نام مادر پدر ابو الفضل جعفر بن فضل بن جعفر بن محمّد بن موسى بن حسن بن فرات است معروف به ابن حنزابه وزير بنى الاخشيد در مصر و در شمار محدّثان و دانشمندان و ازآنجاكه دانش‌دوست و علم‌پرور بود دانشمندان بخصوص محدّثان آهنگ خدمتش كردند و دارقطنى ( كه سپس ترجمتش بيايد ) كتاب مسند خود را به نام او نوشت و هم از او حديث كرد و متنبّى شاعر مشهور ازآن‌پس كه به مصر رفت و كافور اخشيدى را ستود ابن حنزابه وزير را نيز به قصيدتى مدح كرد كه مطلعش اين است :
بادر هواك صبرت ام لم تصبرا * و بكاك ان لم تجرد معك ام جرى
و نام جعفر را در رديف قوافى آورد امّا وزير آن را نپسنديد و متنبّى همان قصيده را به نام ابن عميد قمّى كرد و در ارّجان بر او خواند و از شاهكارهاى قصايد متنبّى است . و از شگفتيهاى