راه تصوّف را سپرد و اشعار عارفانه نظم كرد و نيز فرزندش ابو المحامد كاشف الدّين محمّد حموى يزدى كه رهسپر طريقت بود و در سال 910 كشته گرديد .
حموينى :
اين لفظ را به همين هيئت در نسبت شيخ الاسلام ابو اسحاق ابراهيم بن سعد الدّين محمّد حموينى ( كه ترجمتش سپس آيد ) آوردهاند در صورتى كه صاحب ترجمت به همان حمويه پيوندد كه نياى خاندانى است مشهور و در ذيل حموى گذشت و قياس در نسبت حمويهى است نه حموى و نه حموينى و از اينگونه آشفتگيها فراوان در نسبتها ديده شود .
بارى ابو اسحاق ابراهيم فرزند سعد الدّين محمّد ابن ابى بكر محمّد است كه ترجمتش در ذيل حموى گذشت . وى در طبقهء اعاظم محدّثان و اعلام حفّاظ عامّه است و مشايخ بسيارى از عامّه و خاصّه بديد و از ايشان روايت كرد و كتابى در حديث پرداخت به نام فرائد السمطين فى فضائل المرتضى و البتول و السبطين در دو سمط ؛ سمط اوّل در فضائل علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام و سمط دوّم در فضائل ديگر اهل بيت [ عليهم السّلام ] و در سال 716 از تأليف آن فراغت يافت و در سال 722 درگذشت .
حميدى :
با ضمّ اوّل و فتح دوّم منسوب است به حميد و آن نام نياى ابو عبد اللّه محمّد بن فتوح بن عبد اللّه بن حميد ازدى اندلسى است در طبقهء حفّاظ حديث و از كسانى است كه در جستجوى حديث رحلتها كرد و در بغداد بزيست . و از اوست :
كتاب جذوة المقتبس فى اخبار علماء الاندلس و كتاب تاريخ الاسلام و كتاب تسهيل السبيل الى علم الترسيل و كتاب الجمع بين الصحيحين للبخارى و مسلم و كتاب الذهب المسبوك فى وعظ الملوك و كتاب من ادعى الامان من اهل الايمان و كتاب الامانى الصادقة و غير اينها .
و از سخنان اوست كه در دانستن حديث سه چيز شرط است : 1 - شناختن علل و بهترين كتابى كه در اين فنّ نوشته شده است كتاب دارقطنى است .
2 - شناختن نامهاى مشتبه و بهترين كتابى كه در اينباره نوشته شده كتاب امير ابى نصر ابن ماكولا است . 3 - وفيات شيوخ و در اين خصوص كتابى نوشته نشده است و من برآنم كه اين كتاب را بپردازم و آن را بر پايهء سال بنهم و ابن ماكولا مرا گفت كه بر ترتيب حروف هجا آن را بنه و اين دو شعر از حميدى است :
لقاء الناس ليس يفيد شيئا * سوى الهذيان من قيل و قال
فاقلل من لقاء الناس إلّا * لاخذ العلم او اصلاح حال
و در سال 488 درگذشت .
حمير :
بر وزن زبير مصغّر حمار به معنى خرك ، نام جمعى است ، از جمله : حمير بن اسجع در سلك صحابه و حمير بن عدى در شمار مقرئان .
حميراء :
با ضمّ اوّل و فتح دوّم مصغّر حمراء به معنى سرخ رخسارك و آن لقب عايشه دختر ابو بكر بن ابى قحافه زوجهء پيغمبر است .
حميرى :
با كسر و سكون منسوب است به حمير ( بر وزن درهم ) ابن سبأ كه پدر قبيلهاى است و از اين قبيله است سيّد الشعراء اسماعيل بن محمّد مشهور به سيّد حميرى در صف اوّل از شعراى مديحتسراى اهل بيت [ عليهم السّلام ] و در طبقهء شاعرانى كه فراوان شعر نظم كردهاند تا جايى كه گويند سيّد حميرى