آن را نخريد و رفت حنين بر سر خشم شد و برخاست و تكموزه مورد گفتاگفت را بر سر راه اعرابى افكند و تكموزهء ديگر را نيز بر سر راهش امّا قدرى دور تر و خود در كمين نشست . اعرابى تكموزه را بديد و با خود گفت چه اندازه به موزهء حنين شبيه است و اى كاش جفتش به دست شدى و شتر را رها كرد و به جستجوى جفت شد . حنين فرصت به دست كرد و شتر را ربود و اعرابى نيز موزه را يافت امّا وقتى كه برگشت شتر را نديد و همچنان به طرف قبيله رفت از او پرسيدند با خود چه آوردى ، گفت موزهء حنين را آوردم و سخن او مثل گرديد و در جايى آن را گويند كه از رفتن جز نوميدى بهره نياورند . نيز نام ابو زيد حنين ابن اسحاق عبادى طبيب مشهور و يكى از مترجمان كتب يونانى به عربى است و در عبادى بيايد .
حوار :
با ضمّ اوّل بر وزن گشاد به معنى شتر بچه كه از مادر زايد و يا مادام كه شير خورد و آن نام نياى حميد بن حماد بن حوار تميمى كوفى است از محدّثان خاصّه .
حوارى :
منسوب است به حوار بر وزن قرار و آن از قراى نيشابور است و تاج الدّين محمود ابن ابى المعالى حوارى نيشابورى از اعلام اديبان و شاعران و شاگرد سعيد بن ابى الفضل مىدانى و صاحب كتاب ضالة الاديب فى الجمع بين الصحاح و التهذيب كه تا سال 580 در جهان زيستن داشت و پسين آن دانسته نيست بدان منسوب است .
حوتى :
با ضمّ و سكون منسوب است به حوت ابن سبع بن صعب بن معاوية بن كثير بن مالك ابن جشم بن همدان پدر تيرهاى از قبيلهء همدان و حارث اعور حوتى همدانى از خواصّ اصحاب امير مؤمنان عليه السّلام به دو منسوب است و حوت به معنى ماهى است و بعضى بر جاى حوت ، حوث با ثاى ثخذ ضبط كردهاند .
حورانى :
با فتح و سكون منسوب است به حوران و آن بخشى است آباد در قسمت جنوبى دمشق و ابو البيان نباء بن محمّد بن محفوظ قرشى حورانى دمشقى در طبقهء اديبان و فقيهان و شاعران و صاحب منظومهاى در صاد و ضاد و ديوان شعر و متوفّى 551 بدان منسوب است و بعضى او را ابن حورانى ضبط كردهاند به معنى حورانىزاده يعنى كسى كه در حوران از مادر زاد .
حورى :
با فتح و سكون منسوب است به حوره و آن قريهاى است از قراى دجيل از اعمال بغداد و سليم بن عيسى بن عبد اللّه حورى در شمار زاهدان و پارسايان بدان منسوب است .
حوزى :
با فتح و سكون منسوب است به حوز و آن نام قريهاى است در طرف شرقى واسط و ابو الكرم خميس بن علىّ بن احمد بن علىّ بن حسن واسطى حوزى در طبقهء حفّاظ قرآن و حفّاظ حديث و متوفّى 510 بدان منسوب است . از اوست :
تركت مقالات الكلام جميعها * لمبتدع يدعو بهن الى الردى
و لازمت اصحاب الحديث لانهم * دعاة الى سبل المكارم و الهدى
و هل ترك الانسان فى الدّين غاية * إذا قال قلدت النبى محمدا
و امّا ابو بكر محمّد بن ابراهيم بن عمران بن موسى حوزى فارسى در شمار اديبان و مفسّران و نسبشناسان