شربنا على حافاته كاس خمرة * و اقتل سكرا منه عينا مديره
حمران : با ضمّ اوّل بر وزن جنبان نام حمران ابن جابر حنفى يمامى صحابى است و نام حمران بن اعين شيبانى برادر زرارة بن اعين از ثقات محدّثان اماميّه و حمران جمع احمر است به معنى سرخ .
حمراوى :
با فتح و سكون منسوب است به حمراء و آن نام چندين شهر و قريه است ، از جمله : قريهاى است در مصر و از اين قريه است شيخ حسن مصرى حمراوى در شمار فاضلان و محدّثان و صاحب كتاب مشارق الانوار فى فوز اهل الاعتبار و كتاب النور السارى من شرح الجامع الصحيح البخارى و كتاب النفحات الشاذليّة فى شرح البردة البوصيريّه و كتاب بلوغ المسرات و متوفّى 303 .
حمزى :
با فتح و سكون منسوب است به حمزه و آن نام شهرى است در اندلس و ابو القاسم عبد الملك بن عبد اللّه بن داود حمزى مغربى در طبقهء فقيهان و متوفّى 527 و ابو اسحاق ابراهيم ابن يوسف حمزى كه در قرقول بيايد بدان منسوبند .
و بايد دانست كه حمزه از اعلام است و چنان نيست كه حمزى در هر مورد منسوب به شهر باشد بلكه در آن دو مورد كه يافتم با شهر پيوند دارند و پيوند با شخص را نيافتم هرچند قياس در نسبت حمزوى و يا حمزئى است و حمزه به معنى شير است و هم به معنى ترهء ترشمزه و ابو حمزه كنيت انس بن مالك است كه پيغمبر به او داد هنگامى كه آن تره را چيد به او گفت ابو حمزه و آن كنيت بر او ماند .
حمصى :
با كسر و سكون منسوب است به حمص و آن شهر كيست ميان دمشق و حلب و قبر خالد بن وليد در آنجاست و ابو العبّاس احمد ابن علىّ بن معقل ازدى مهلبى حمصى در طبقهء اديبان و شاعران شيعه كه به حلّه رفت و از دانشمندان حلّه دانش آموخت و به بغداد رفت و از ابو البقاء عكبرى و وجيه واسطى فراگرفت و به دمشق رفت و از ابو اليمن كندى كسب دانش كرد و كتابها پرداخت و نظمش نيز پخته و روان بود و ايضاح ابو على را نظم كرد و در سال 644 درگذشت بدان منسوب است و امّا سديد الدّين محمود بن علىّ بن حسن حمصى رازى از اعلام متكلّمان اماميّه و صاحب كتاب التعليق الكبير و كتاب التعليق الصغير و كتاب التبيين و التنقيح فى التحسين و التقبيح و كتاب بداية الهداية و كتاب المنقذ من التقليد و المرشد الى التوحيد و كتاب المصادر فى اصول الفقه و غير اينها و سال وفاتش به نظر نرسيد ندانستم به حمص مذكور منسوب است و يا به جايى ديگر . و فيروزآبادى در مادّهء حمص گفته و محمود بن علىّ حمّصّى با دو ضمّ مشدّد استاد فخر رازى از علماى كلام است . و بعضى برآنند كه حمص نام قريهاى بوده است نزديك رى كه ويران گرديده است و حمّصّى به كسر اوّل و دوّم مشدّد منسوب است به دار الحمص كه نام موضعى است در مصر و عبد اللّه بن منير حمّصّى مصرى ، بدان منسوب است .
حمق :
با فتح اوّل و كسر دوّم به معنى كمخرد ، نيز كسى كه موى ريشش كم باشد و آن نام پدر عمرو بن حمق خزاعى است از اعلام صحابه و از خواصّ اصحاب امير مؤمنان عليه السّلام . و در نامهاى كه