تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
به‌سر برد و زبان به نكوهش اشراف گشود و با قضا و قدر در آويخت و روزگار را به باد بدگويى گرفت . ابن رومى گفت : « تو را عزير نام دادم » . پرسيد : چگونه عزيرم نام كردى ؟ گفت : « زيرا عزير از خدا خواست كه خون هفتادهزار كس از بنى اسرائيل را به دست بخت‌نصّر بريزد و در اجابت دعاى خود پافشارى كرد ، خداوند به او وحى كرد كه اگر اصرار ورزى نام تو را از ديوان پيمبران بسترم » . و ابن رومى در آن باره گفت :
وفى ابن عمار عزيرية * يخاصم اللّه بها و القدر ما كان لم كان و ما لم يكن * لم لم يكن فهو وكيل البشر لا بل فتى خاصم فى نفسه * لم لم يفز قدما و فاز البقر و كل من كان له ناظر * صاف فلا بد له من نظر
و عزيريّه صفت عزير داشتن است و سپس از همانندى عزير افتاد و حمار عزير گرديد و ابن عمّار راه تشيّع را سپرد و در آن راه پايى استوار داشت و در سال 314 درگذشت .

حماس :

با كسر بر وزن كنار دليرى و نيرومندى و سرسختى است و حماسه دلير شدن و ديوان حماسه كه ابو تمّام گرد آورد ديوان اشعار دليران عرب بود و آن نام حماس ليثى صحابى است . و نيز نام حماس بن مائل شاعر مخضرم است كه دو دولت اموى و عبّاسى را دريافت .

حمّال :

با فتح و تشديد به معنى باربردار و يا به معنى بسيار باركش از اعلام است و ازآن‌روى الف و لام بر آن در نيايد و هم نام پدر ابيض بن حمّال سبايى مآربى صحابى است .

حمام :

با فتح بر وزن قطار به معنى كبوتر و هر مرغ طوق‌دار از اعلام است و نام حمام بن جموح ابن زيد انصارى صحابى است و حمامة با زيادتى تا در آخر آن نيز نام حمامة اسلمى صحابى است .

حمامى :

با فتح و تخفيف منسوب است به حمام به معنى كبوتر و حمامى كسى را گويند كه كبوتر بپروراند و بپراند و آن لقب اسعد بن سعد بن محمّد حمامى رازى فقيه امامى است و نيز لقب جمعى از محدّثان عامّه .

حمّانى :

با كسر و تشديد منسوب است به حمّان كه تيره‌اى است از بنى تميم و ابو زكريّا يحيى بن عبد الحميد بن عبد الرحمن بن ميمون حمّانى كوفى در شمار محدّثان و متوفّى 228 و جابر بن نوح تميمى حمّانى نيز از محدّثان به دو منسوبند .

حمد :

با فتح و سكون به معنى ستودن از اعلام است و نام ابو سليمان حمد بن محمّد بن ابراهيم ابن خطّاب و در خطّابى بيايد . و نيز نام حمد بن حميد بن محمود است در شمار اديبان و نحويان و شاگرد ابن جوزى و متوفّى 632 و اين دو شعر در غايت لطف از اوست :
روت لى احاديث الغرام صبابتى * باسنادها عن بابة العلم الفرد عن الدمع عن طرفى القريح عن الجوى * عن الشوق عن قلبى الجريح عن الوجد
و حمدة با زيادتى تا در آخر آن از اعلام زنان است .