ابن سعد بن سعيد بن مقلد حلبى معروف به ابن جيرانى پيوند با شخص است نه قريه و ابن جيرانى در طبقهء اعلام مقرئان و لغويان و اديبان است و در حلب بزيست و حلقهء درسى داشت و در سال 668 درگذشت .
جيزى :
با كسر اوّل و زاى نقطهدار منسوب است به جيز و آن شهركيست در مصر و ابو محمّد ربيع ابن سليمان بن داود بن اعرج مصرى جيزى در طبقهء فقهاى شافعى و متوفّى 256 بدان منسوب است .
جيش :
با فتح و سكون به معنى سپاه نام چند تن صحابى است و ابو الجيش كنيت مظفّر بن محمّد خراسانى بلخى است در طبقهء متكلّمان و شاگرد ابو سهل نوبختى و صاحب كتاب فعلت فلا تلم ( و صاحب كامل بهائى از آن كتاب بسيار در كتاب خود آورده است ) و كتاب نقض و كتاب العثمانيّهء جاحظ و كتابى در امامت و از اين كتاب شيخ مفيد در ارشاد آورده است و ابو الجيش در سال 367 درگذشت .
جيشانى :
با فتح اوّل و سكون دوّم منسوب است به جيشان و آن قريهاى است در يمن و اسماعيل بن محمّد جيشانى در طبقهء محدّثان بدان منسوب است .
جيشبرى :
با كسر اوّل و فتح شين و ضمّ باى ابجد منسوب است به جيشبر و آن قريهاى است در مرو و ابو يحيى محمّد بن ابى علويّة بن شداد جيشبرى در طبقهء محدّثان بدان منسوب است .
جيعان :
با فتح اوّل و سكون دوّم به معنى گرسنه نام نياى شرف الدّين يحيى بن معزّ بن جيعان است معروف به ابن جيعان از مستوفيان ديوان لشكر مصر و هم در شمار دانشمندان و صاحب كتاب التحفة السنيّة باسماء البلاد المصريّه و متوفّى 885 .
جيفر :
با فتح اوّل بر وزن جعفر به معنى شتر قوىّ ، نام جيفر بن حكم عبدى كوفى است در شمار محدّثان اماميّه .
جيلانى :
با كسر اوّل منسوب است به جيلان معرّب گيلان و آن ايالتى است مشهور در شمال ايران و جمعى بسيار از دانشمندان و اميران و فرمانروايان ازآنجا برخاسته و بدان منسوبند و از مشاهير دانشمندان آن ايالت عبد القادر گيلانى است امام فرقهء قادريّه و در باز اللّه گذشت . و نيز ابو القاسم بن محمّد حسن جيلانى معروف به ميرزاى قمّى ( ازاينروى كه در قم زيستن گرفت ) در طبقهء اعاظم فقيهان و اصوليان و صاحب كتاب قوانين الاصول ( و بيش از يك قرن است كه اين كتاب در شمار كتب درسى است ) و كتاب الغنائم و كتاب المناهج و كتاب مرشد العوام و كتاب جامع الشتات و غير اينها و متوفّى 1231 و قبرش در قم مزارى مشهور است . « 1 »
جيلى :
با كسر اوّل منسوب است به جيل معرّب گيل و گيل نام طايفهاى است كه در طبرستان زيستن گرفتند و گيلان از نام آن مردم بر آن ايالت نهاده شد و در نسبت به آن طايفه ، گيلى و يا گيلكى آرند و در نسبت به ايالت ،
هامش
( 1 ) - و نيز عبد المنعم بن عمر اندلسى جيلانى مكنّى به ابو الفضل از مشاهير ادبا و اطبّاى اندلس است كه در فنون شعر و ادب دستى توانا داشت و قصيدهاى در مدح صلاح الدّين ايّوبى سرود . از تأليفات اوست :
تحرير النظر ؛ تعاليق در طبّ ؛ ديوان ادب السلوك ؛ ديوان ترسّل و مخاطبات ؛ ديوان الغزل و التشبيب و الموشّحات ؛ ديوان المبشّرات و القدسيّات كه حاوى فتح صلاح الدّين ايّوبى است در قدس خليل ( ريحانة الأدب : 1 / 447 ) .