چ
چاچى :
با دو جيم فارسى منسوب است به چاچ كه شهرى است در تركستان و عربان در تعريب ، آن را شاش گويند و بدر الدّين چاچى از شاعران تواناى فارسىزبان ( كه در هند زيست و شاعر مخصوص دربار غياث الدّين الغ خان بود و صاحب ديوان شعر ) بدان منسوب است .
چرخى :
با فتح اوّل منسوب است به چرخ و آن قريهاى است از قراى غزنين و يعقوب بن عثمان ابن محمود بن محمّد غزنوى چرخى معروف به يعقوب چرخى از مشايخ سلسلهء نقشبنديّه و صاحب رسالهء انسيّه در تصوّف و تفسير قرآن به نام تفسير يعقوب چرخى و متوفّى 851 بدان منسوب است .
چغمينى :
با فتح جيم فارسى و سكون غين نقطهدار منسوب است به چغمين و آن قريهاى است از قراى خوارزم و از آن قريه است محمود بن محمّد ابن عمر چغمينى در طبقهء دانشمندان فلكى و صاحب كتاب قانونچه در طبّ و كتاب ملخّص در علم هيئت و اين كتاب را قاضىزادهء رومى شرح كرد و چغمينى در سال 745 درگذشت .
چلبى :
با فتح اوّل و دوّم منسوب است به چلب به معنى سنج و آن دو پارچه برنج مستدير و ميانتهى است كه برهم زنند و آهنگى موزون و دلكش از آن بيرون آيد . و چلپى كسى را گويند كه كارش سنجزنى باشد و آن لقب مصطفى بن عبد اللّه بن معروف به حاجى خليفه و نيز مشهور به كاتب چلبى است امّا او را ازآنروى كه در آغاز پيشهء سنجزنى داشته ، چلبى گفتند و يا به كسى و يا به جايى نسبت رساند درست ندانستم . وى در سال 1010 در اسلامبول از مادر بزاد و در آغاز ، شغل سپاهىگرى داشت و در آناطول كاتب دفتر قشون عثمانى بود كمكم رتبهاش فزونى يافت تا در شمار رؤساى دفتريان گرديد و چندين سفر به بغداد و همدان و حلب كرد و كتابها پرداخت ، مانند :
كشف الظنون عن اسماء الكتب و الفنون و همين كتاب مايهء شهرتش گرديد و آوازهء فضلش را بلند كرد و مكرّر در اروپا و مصر به چاپ رسيد و در آن كتاب 14501 كتاب را با قيد نام مؤلّف ذكر كرده است و در اين كار مبتكر است . و ديگر كتاب تقويم التواريخ ( در جداول تاريخى ) و ديگر كتاب الفذلكه ( در تاريخ دولت عثمانى به اختصار ) و كتاب تحفة الكبار فى اسفار البحار و كتاب جهاننما ( در جغرافياى عمومى ) و كتاب تحفة الاخيار فى الحكم و الامثال و الاشعار و كتاب سلم الوصول إلى طبقات الفحول ( در تاريخ سلاطين ) و كتاب الميزان الحقّ فى اختيار الاحقّ ( در تصوّف ) و در سال 1068 درگذشت .