تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
طلب مواصلت نمود . زن مانع شد و گفت اول شراب بخوريم پس از آن مشغول شويم پس شرابى حاصل كرده سملق را از شراب مست و بىهوش گردانيد چون سكر شراب سر او را گرم كرده زن دست فرابرد و مكتوب را از عمامه او بيرون آورد پاره كرد و بجاى آن مكتوبى بدين مضمون نوشت ( السلام عليك يا اماه فانى قد وقفت على ما كتبت لى فى حق الزاهدة فاعلمى انى قد رايت ما فى حقها و علمت انّها زانية فاجرة و قد ظهر لى ان اولادها ليس منى فحال وقوفك على كتابى قيدى هذا لفاجره قيدا ثقيلا وضعيها و اولادها فى صندوق و يسلمها الى عبدى رشيد ليلقها فى البحر و لا تظهرى امرها و اكتمى اثرها الى قدومى و السلام ) يعنى سلام بر تو اى مادر همانا مطلع شدم و فهميدم آنچه را كه نوشته بودى در حق زاهده پس بدانكه منهم دانستم كه اين زاهده زانيه و فاجره است و بر من معلوم شد كه بچه‌ها اولاد من نيستند همانا هنگامى كه نامه من به تو رسيد اين فاجره زانيه را در بند مىكشى البتّه با فرزندانش در صندوق مىگذارى و فرمان مىدهى بغلام من رشيد كه آن را ببرد در دريا بيندازد و اين مطلب را مخفى بدار تا كسى به او مطلع نشود تا هنگامى كه من بيايم سپس مكتوب را بست و در عمامه سملق گذاشت و از خانه بيرون رفت چون سملق مستى شراب از سرش رفت و به هوش آمد كسى را نديد غضب بر او مستولى شد با خود گفت اين زن زانيه نمىدانم از من چه مىخواهد كه با من چنين مىكند ناچار برخاسته و بسوى مادر ملك روان گرديد مكتوب را به او تسليم داد . چون مكتوب را قرائت كرد مبهوت لال و خاموش بماند چون شخص صاعقه‌زده خيره شد و زبانش از گفتار بازماند بيم آن بود كه از فرت حزن و اندوه جان سپارد از آن طرف از سياست و مخالفت ملك ترسان بود ناچار زاهده را مقيد كرد و او را با دو پسر در ميان صندوقى نهاد و رشيد را طلبيده گفت اين صندوق را به دريا انداز رشيد صندوق را بدوش كشيد و نمىدانست كه در ميان صندوق چيست بناگاه ديد صداى ناله و تضرع و مناجات شخصى مىآيد چون گوش فراداد ديد از ميان صندوق اين صداى مناجات شخصى است كه مىگويد
تغلّ يدي إلى عنقي * و لا خانت و لا سرقت
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 99 | شيخ ذبيح الله محلاتى