تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
زبيده گفت اين نتيجه شهوت توست كه بين آتش و چوب خشك را جمع كردى ( عمدت الى شاب جميل الوجه حسن الثياب طيب الرائحة جبار فى نفسه فادخلته على ابنة خليفة من الخلفا و اللّه هى احسن منه وجها و انظف ثوبا و اطيب منه رائحة لم تر رجلا غيره فهذا جزاء من جمع بين النار و الحطب ) پس هارون از نزد زبيده بيرون آمد و كرد آنچه كرد هزار نفر از برامكه را بقتل رسانيد سپس فرستاد بمدينه و پسران جعفر را طلبيد چون بر او وارد شد از حسن و جمال آنها تعجب كرد پس با آنها تكلم كرد ديد لغت آنها مدنى در غايت فصاحت و بلاغت هاشميه و در نهايت ملاحت و شيرين‌زبانى پرسيد از برادر بزرگتر كه نام تو چيست گفت حسن و از كوچكتر پرسيد گفت حسين پس همى نظر به صورت آنها مىكرد و مىگريست سپس مسرور را طلبيد گفت آن كليد كه به تو دادم و گفتم او را حفظ كن با او چه كردى گفت حاضر است كليد را گرفت و امر كرد جماعتى از غلامان را كه در آن بيت چاه عميقى حفر كردند سپس مسرور ملعون كه مرد قسى - القلب فظ غليظى بود فرمان داد كه آن دو كودك بىگناه را با مادرشان پس از كشتن در آن حفيره دفن كند و آن قسى القلب اين عمل را انجام داد و هارون بشدت گريه مىكرد نگارنده گويد اين نقل اعلام الناس با نقل سابق تفاوت بسيار دارد و اللّه اعلم بالصواب

عصمت

يكى از دختران فتحعلى شاه كه خط نسخ را همانند اساتيد اين فن مىنوشته و قرآن خط او بىنهايت مرغوب است گاهى باقتضاى طبع موزون شعرى گفته از جمله اين مرثيه را در فوت يكى از شاهزادگان بنظم آورده است
چه كردى تو اى آسمان ستمگر * كه يك‌دم نياسائى از كين رادان ندارى جز از ظلم مايه بد كه * ندارى جز از كينه توشه در انبان نخواهى كه ماهى بتابد بچرخى * نخواهى كه مهرى فروزد بايوان بسى حسرت از تو بدلهاى خسته * بسى غم ز تو در دل ناتوانان
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 247 | شيخ ذبيح الله محلاتى