عفت
سمرقنديه و برخى او را اسفراينى نوشتهاند در هر حال در زهد و صلاح و حسن عقيده و خلوص نيت و پاكنهادى و مواظبت او در فرائض و نوافل زياده از حد مبالغه كردند اين دو شعر از نتايج افكار او است
قامت سرو كه در آب نمودار شده * كرده دعوى بقد يار نگونسار شده
مست بودم بمى غفلت و ساقى ديشب * دوسه جاميم عطا كرده و هشيار شدم
عفراء
بنت عبيد بن ثعلبة از انصار و زوجه حارث بن رفاعة النجارى مشار اليها صحابيه است كه سه پسر او را ابن عفراء گفتهاند و آن سه پسر معاذ و معوذ و عوف نام داشتهاند و از اصحاب حضرت رسالتپناهى ص بودند عفرا چهار پسر ديگر هم آورده و هر هفت در غزوه بدر حضور داشتهاند معاذ و معوذ با اينكه جوان بودند در روز جنگ فدائى مانند اتلاف ابو جهل را داوطلب شدند و برادر بزرگتر آنها عوف نيز در آن روز به جهت درك سعادت شهادت زره خود را از تن بيرون كرده بينداخت و شمشير كشيده بدشمنان حمله نمود و بعد از آنكه چند نفر از مشركين را هلاك كرد شهيد و به مقصود خود نائل گرديد .
عليه بنت المهدى
دختر مهدى خليفه سومى عباسى است خواهر صلبى هارون و خواهر عباسه بنت المهدى كه ترجمه او گذشت مادرش مكنونه جاريه مهدى بوده عليه از ارباب فضل و شعر بوده و صاحبكمال و در نهايت حسن و جمال با مهارت در فن موسيقى كه در ايام عادت زنان كه از عبادت ممنوعاند به آن كار مىپرداخته و از اشعار رائقه او است
يا واحد الحبّ ما لي منك إذ كلّفت * نفسي بحبك إلّا الهمّ و الحزن