نگارنده گويد چند قضيه شبيه به همين در اين كتاب گذشت پدران دوشيزگان بايد بدانند كه هر همسرى كه دوشيزگان انتخاب مىكنند دختر را به او بايد بدهند تا اين حوادث رخ ندهد .
عقيله
دختر ابى النجار بن النعمان المنذر بن ماء السماء ملك العرب المشهور در در المنثور بعد از ذكر عفرا اين قضيه عقيله را مىنگارد كه عمرو بن كعب بن نعمان دلباخته عقبه شده بود و او را بمرد فزارى تزويج كردند و عقيله از عشق كعب جان سپرد و در همان روزى كه عقيله جان سپرد عمرو بن كعب هم نعره بزد و جان سپرد .
عمره
زوجه مختار بن ابى عبيده ثقفى دختر نعمان بن بشير كانت حسنة الاشارة جميلة المنظر لطيفة المخبر عفيفة متمسكة بالصدق و الصداقة عرفت بين اخوانها بالامانة و حفظ العهد چون بانوى حرم مختار گرديد كمال وفا را از خود ظاهر كرد و اين بانو بعلاوه در علم معانى شعر و ادب مهارتى بكمال داشت و براى او قطعاتى است از آن جمله قطعه است كه در توبيخ برادرش ابان بن نعمان سروده كه چرا خواهرش حميده را به روح ابن زنباع كه از قبيله بنى جذام است تزويج كرده گويد .
أطال اللّه شأنك من غلام * متى كانت منا كحتا جزام
أ ترضى بالفواسق و الزّواني * و قد كنّا يقربنا السّنام
و اين بانو و با ضرهاش دختر سمرة بن جندب را گرفتند بعد از شهادت مختار بنزد مصعب آوردند از دختر سمرة بن جندب پرسش كرد كه در حق مختار چه مىگويى قالت اقول فيه بقولك يعنى شما هر اعتقادى كه در حق مختار داريد منهم همان اعتقاد را دارم او را رها كردند بعمره گفت تو چه مىگويى عمره گفت شهادت مىدهم كه مختار عبد صالحى بود رحمت حق بر روان او باد مصعب فرمان داد او را حبس كردند نامه به