من الغافلات المؤمنات بريّه * من الذّم و البهتان و الشّك و الرّيب
علينا ديات القتل و اليأس واجب * و هنّ عفاف في الحجال و في الحجب
على دين أجداد لها و أبوّة * كرام مضت لم تخز أهلا و لم ترب
من الخفرات لا خروج بزينة * و لا ذمّة تبغي على جارها الجنب
و لا الجار ذى القربى و لم تدر ما الخنا * و لم تزدلف يوم بسوء و لم تجب
عجبت لها اذ كتفت و هي حيّة * ألّا إنّ هذا الخطب من أعجب العجب
در در المنثور اين اشعار را بعد از اينكه ذكر مىكند اين قصه را از اغانى هم ذكر كرده .
طاوس خانم
زوجه فتحعلى شاه ، مرحوم محمد ميرزا پسر فتحعلى شاه در كتاب تذكره ( نقل مجلس ) كه در ترجمه زنان شاعره است فصل مشبعى در مآثر طاوس خانم نگاشته و گفته كه طاوس را تاج الدوله لقب دادند و روزى كه عنبرچه مرصع كه فتحعلى شاه آن را بهشت هزار تومان خريده بود آن را هديه تاج الدوله كرد ايشان اين بيت ذيل را انشاء كرد
بتاج الدوله چون دادم لقب شاه * گذشت از آن سرم از طارم ماه
هميشه بخت با او هست و نبود * كسى با ذات غير از سايه همراه
و هنگامى كه پسر تاج الدوله سلطان احمد ميرزا به مرض و با درگذشت و تاج الدوله هم مبتلا شد ولى به صحت پيوست فتحعلى شاه اين دو بيت ذيل را براى تسليت به او فرستاد .
از كسى چون بشكند چيزى بلائى بگذرد * خوب شد بر تو بزد آسيبش از مينا گذشت
تاج الدوله در جواب نوشت
اگر بشكست اندر بزم مستان ساغر مينا * سر ساقى سلامت دولت پير مغان برجا
و تاج الدوله خط بسيار خوبى داشت و از نتايج افكار او اشعار بسيارى است