تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
نكنى و اگر كردى بموجب عهد و سوگند سه كار بايد بكنى يكى آنكه صد شتر قربانى كنى ديگر آنكه بگويى در مسافت ما بين اخشبان كه دو كوه از كوههاى مكه معظمه است طنابى تابيده امتداد دهند سيم آنكه عريان و بدون ساتر بطواف خانه كعبه اجلها اللّه تعالى پردازى بعد از اينكه به اين شرائط عبد اللّه ابن جذعان او را رها كرد هشام بن مغيره او را بگرفت و اولا از طرف خود يك‌صد نفر شتر قربانى كرد ثانيا زنان بنى مغيره را بر آن داشت كه طنابى تابيده در ميان دو كوه اخشبان امتداد دهند ثالثا بيت اللّه را حكم كرد بمشار اليها واگذارند تا در خلوت عريانا طواف كنند مطلب بن ابى وراعة السهمى گويد ضباعه عامريه با حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله همسال بود و من در وقتى كه او خانه كعبه را عريان طواف مىكرد كوچك بودم و مرا در شمار اطفال مىگرفتند بنابراين از مطاف خارج نساختند و طواف ضباعه را مشاهده نمودم او لباس خود را بيرون مىآورد و مىگفت
اليوم يبدو بعضه او كلّه * و ما بدا منه فلا أحلّه
و با موهاى خود عورتين مىپوشانيد و در هنگام طواف جوانب و اطراف او ديده نمىشد بالجمله چندى در تحت ازدواج هشام بن مغيره بماند تا او درگذشت و ضباعه را شرف اسلام نصيب آمد و بمدينهء منوره مهاجرت كرد و سلمة بن هشام پسر ضباعه از مؤمنين مستضعفين بود و در مكه معظمه به حالت ناخوشى ماند تا بعد از وقعه خندق مهاجرت بمدينه را موفق شد و مادر او اين ارجوزه را به او خواند
لا هم بربّ الكعبة المحرّمه * أظهر على كلّ عدوّ سلمه له يدان في الأمور المبهمة * كفّ بها يعطي و كفّ منعه
تا به اينجا ترجمه ضباعه از خيرات حسان بود ، اما در درلمنثور گويد ضباعه در مكه بشرف اسلام مشرف شد و در مواطنى در نصرت رسول خدا ( ص ) خوددارى نمىكرد از آن جمله رسول خدا ( ص ) آمد به طرف عشيرهء بنى عامر كه آنها را بنصرت خود دعوت بنمايد و اتفاقا ضباعه بديدن بعضى بنى اعمام خود از بنى عامر آمده بود ضباعه ديد