جان و ايمان براى معشوقه است * جان و ايمان براى عاشق نيست
صبيحه
زوجه ملك حكم مستنصر است كه از ملوك اندلس بوده داراى عقل و درايت و در انجام مهام سلطنت صاحب خبرت و كفايت بوده و در زمان شوهر خود در امور ملكى مداخله مىنموده و اكثر اركان دولت و كارگزاران طوعا اوامر و نواهى او را اطاعت كرده از فرمان او سر نمىپيچيدند چون شوهرش ملك حكم مستنصر درگذشت و پسرش هشام ثانى كه ملقب به المؤيد للّه گرديد و بر سرير سلطنت نشست چون پانزدهساله بود و بهدرستى از امر خطير سلطنت نمىتوانست از عهده بيرون بيايد آراى امناء و رجال دولت بر اين اتفاق نمودند كه صبيحه از جانب پسر خود نيابت سلطنت داشته باشد و امور حكمرانى را اداره كند و او به اين شغل شاغل پرداخت و كارها را بوجهى لائق ساخت كه در تاريخ اندلس منتهى تمجيد از او كردند .
صفيه
بنت ياقوت افتخار المدرسين اين زن از اساتيد سيوطى بوده و همين سيوطى در كتاب المنجم گويد صفيه بنت ياقوت روز عيد فطر سال هشتصد و چهار هجرى متولد شده و از نور الدّين سلامه كه از مشاهير محدثين عصر خود بوده و كذا از سايرين كسب علم نموده و از آنان اجازه گرفته .
صفية الباهلية
يكى از شاعرههاى حماسه است و از جمله نظم بديع او ابيات ذيل است كه در مرثيه شوهر خود گفته كه در باب مراثى ديوان حماسه درج است .
كنّا كغصنين في جرثومة سمقا * حينا بأحسن ما يسمو له الشّجر
حتى إذا قيل قد طالت فروعهما * و طاب فيؤهما و استنظر الثّمر