تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
سبابه داخل نموده به زور رها مىكنند پس زنجر و فوفه اسمهائى هستند بمعانى نعم و لا يا قبول يا رد . و مىگويند سألته فما فاف عنى بخير و لا زنجر يعنى من از فلان چيزى خواستم نه بقبول خواهش اشاره كرد نه برد آن . ( خيرات )

دختر القائم بامر اللّه

زوجه طغرل بيك محمد بن ميكائيل بن سلجوق توضيح آنكه چون طغرل بيك اول پادشاه سلجوقى بر خراسان و عراق و آذربايجان استيلا يافت در سال چهارصد و چهل و هفت هجرى ببغداد رفت و با خليفه القائم بامر اللّه كه بيست و ششمى از خلفاى عباسى است بيعت كرد و خليفه او را سلطان ركن الدّين يمين امير المؤمنين لقب داد و دست ملك رحيم ديلمى را طغرل از تصرف در بغداد كوتاه كرد و خود رايت استقلال برافراشت برادر مادريش ابراهيم بناى طغيان گذاشت طغرل بيك از عراق عرب به طرف همدان راند و كار ابراهيم را بساخت در اين اوان يعنى زمان غيبت طغرل بيك از بغداد بسا سيرى از امراء ديلم در اين بلد تسلطى بهم رسانيده قائم خليفه را محبوس كرده خطبه بنام مستنصر علوى خليفه مصر خوانده خليفه در محبس نامه بطغرل بيك نوشته و از او خواهش نمود كه ببغداد آيد وى را از آن بليه برهاند طغرل بيك متوجه بغداد شد و بسا سيرى چون اين خبر بشنيد بگريخت و مهارش عجلى كه بسا سيرى خليفه را به او سپرده بود قائم بامر اللّه را باستقبال طغرل بيك برد چون طغرل موكب خليفه را بديد پياده شد و شرط زمين بوسى بجاى آورد و پياده در ركاب قائم روان شد قائم گفت اركب يا ركن الدّين و ظاهر اينست كه در اين روز اين لقب ضميمهء القاب طغرل بيك گرديده در هر حال خليفه و طغرل بيك ببغداد آمدند و اين در آخر ذىقعده سال چهارصد و پنجاه و يك هجرى بود و چون قائم بار ديگر به قوت طغرل بيك بر مسند خلافت نشست و اطمينان كامل از او بهم رسانيد در سال 455 دختر خود را بزنى بطغرل بيك داد و چندى پس از عقد و نكاح طغرل بيك با سيده دختر القائم بامر للّه به طرف رى روانه شد كه در آنجا
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 219 | شيخ ذبيح الله محلاتى