تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
بامر زفاف پردازد و لكن قبل از وقوع در 8 رمضان سال 455 طغرل بيك به مرض رعاف درگذشت . خ

مادر مجد الدوله ديلمى

معروف بسيدة از آل بويه بانوى با كفايت و سياست‌مدار بوده چندگاه زمام حكمرانى و سلطنت را بدست داشته . تبيين آنكه چون فخر الدوله ديلمى درگذشت پسرش مجد الدوله را كه صغير بود در رى بجاى پدر بر تخت سلطنت نشانيدند و مادرش سيده كه زنى عاقله و سياست مدار بود امور ملكى را كفالت و رسيدگى مىنمود و بذل و بخشش و عدل و انصاف سيده مادر مجد الدوله مشهور و معروف است چون مجد الدوله بسن بلوغ رسيد در مهام امور و اعمال سلطنتى با مادر بمخالفت پرداخت سيده از او برنجيد و بقلعه طبرك رفت و نيمه شبى از آنجا حركت كرد بكردستان شتافت بدر بن حنوبه حكمران كردستان شرايط استقبال و تكريم را بجاى آورده و با عساكران آن سامان در ملازمت سيده متوجه رى گرديد مجد الدوله بمقاتله مادر آمد اما مغلوب و دستگير شد و سيده باز مستقلا به حكمرانى پرداخت و همت بر آبادانى بلاد و رفاه عباد گماشت در پس پرده مىنشست و با وزير بىواسطه سخن مىگفت و با سفراى سلاطين محاوره مىنمود و كلمات سنجيده بر زبان مىآورد . گويند سلطان محمود غزنوى سفيرى نزد سيده فرستاده پيغام داد كه در مملكت عراق سكه و خطبه بنام من كن و اگر نمىكنى آماده جنگ باش سيده در جواب گفت تا شوهرم زنده بود خيال مىكردم اگر سلطان اين تكليف كند چه مىبايد كرد حالا ديگر تشويشى ندارم و مىدانم كه سلطان محمود مرد عاقلى است و مىداند كار كار جنگ را بنائى نيست فتح و شكست هر دو ممكنست اگر بر من غالب آيد بر بيوه‌زنى غلبه كرده و اين هنر نيست و اگر مغلوب من شود از ضعيفه‌اى شكست خورده و اين براى سلطان ننگ است بلكه ننگ بزرگى است لهذا بمقاتلهء با من اقدام ننمايد