تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
معانى الشعر از آثار وى است و ديوان مرتبى دارد كه در سال يك هزار و سيصد در استانبول چاپ شده و كتاب حماسه او را نيز كه در بيروت چاپ شده و او را به چندين سبب بحماسهء ابى تمام ترجيح مىدهند و او نخستين كسى است كه اشعار او را سلسلة الذهب گفته‌اند و پسرش يحيى بن وليد بحترى شاعر زبردستى بوده و لا يخفى كه مشار اليه غير از بحترى هيثم بن عدى بن عبد الرحمن است او هم طائى القبيلة است و لكن به راه خوارج مىرفته و او مردى كذاب و ضاع خبيث بوده است .

تبصرة ادبية

از اطلاعات ادبيه متعلقه بلفظ سلمى آنكه اين كلمه اگر بضم سين و بر وزن حبلى باشد از اسماء رجال است و اگر بفتح سين باشد از اسماء نساء مىباشد و در بعضى اشعار ياء تصغير بر آن افزوده سليمى گفته‌اند ابو نواس گويد
أيّها المدّعي سليمى هواها * لست منها و لا قلامة ظفر إنّما أنت في هواها كوار * ألصقت في الهجاء ظلما بعمرو
و اين دو بيت در حق كسانى است كه مثل بعضى از ابناى زمان ما بدون علم بدعوى برمىخيزند نظير آنكه باسم ليلى گفته‌اند كه
و كلّ يدّعى حبّا بليلي * و ليلى لا تقرّ لهم بذاكا
و از اشعارى كه باسم سلمى گفته شده و حل آن بر ادبا لازم است اين است
( فأرسلت إلى سلمى بأنّ النّفس مشغوفه ) * ( فما جادت لنا سلمى بزنجر و لا فوفه )
يعنى براى سلمى پيام دادم كه عشق تو قلب مرا گرفته است و او از لا و نعم جوابى نداد و بايد دانست كه اعراب چون انگشت ابهام دست چپ را با سبابه حلقه كنند چنان كه سر و نوك ناخنها بهم پيوندد و به پشت ناخن انگشت ابهام دست راست زنند اشاره بوعده است و طرف مقابل اميدوار مىشود و اين عمل را زنجره گويند و فوف بفتح فاء بمعنى رد كردن به اشاره است و عمل آن اينكه سر ناخن انگشت ابهام را بسر ناخن انگشت