كرده و مرحوم عليشاه و سلطان محمد شاه پسر و نوهء سروجهانخانم بودند
نگارنده گويد طغيان آقا محمد خان محلاتى را و ياغيگريهاى او را و بدعتهائى كه در دين خدا گذاشت در هندوستان كه هنوز شعله او خاموش نشده در كتاب ( كشف الاشتباه ) شرح دادم آقا خان محلاتى را صفت عجب و تكبر و حسب رياست دامنگير شد خلقى را بكشتن داد و خلق كثيرى را بضلالت انداخت انسان عاقل هوشمند بايد بمجاهدهء با نفس خود را از قيد و بند اين صفات رذيله خلاص كند و صفت كبر اين است كه خود را بالاتر از ديگران بيند و اعتقاد برترى خود را بر غير داشته باشد و از براى اين صفت در ظاهر آثار و ثمرات است و اظهار آن آثار را تكبر گويند در معراج السعاده اقسام و آثار آن را مفصلا ذكر فرموده چنانچه مشاهده و محسوس است كه صاحبان اين صفت خبيثه ديگران را حقير مىشمارد و خود را از ديگران بهتر مىداند و امتناع دارد كه با فلان مثلا مجالست ننمايد متوقع است دوست دارد دست او را ببوسند و دست به سينه جلو او بايستند و بىالتفاتى بسخن او و بحقارت با او تكلم كردن و پند و موعظه او را بىوقع دانستن و امثال آن و عجب آن است كه خودپسند است ولى پاى كسى در ميان نيست و كبر پاى غير در ميان است
سلامه
اسم پنج نفر از صحابيات بوده و از آن جمله يكى سلامه دايهء ابراهيم فرزند حضرت رسول ( ص ) و انس بن مالك از او روايت حديث كرده در أسد الغابة مسطور است كه روزى سلامه دايهء ابراهيم بتعليم بعضى از صحابيات مكرمات بحضور حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله مشرف شده عرض كرد يا رسول اللّه شما بمردان هرگونه بشارت دادهايد اما زنان را بمژدهاى اميدوار نفرمودهايد حضرت فرمودند آيا زنهائى كه مصاحب تو هستند اين فقره را به تو تعليم كردند عرض كرد بلى يا رسول اللّه بهترين آنها مرا امر كرد كه به خدمت شما اين عرض را بنمايم حضرت فرمودند آيا يكى از شما نسوان راضى و قانع نمىشود باينكه چون آبستن شود و شوهر وى از وى خوشنود باشد او را اجر