لست أبغي بواحدي يا ابن حرب * بدلا ما رأيته و الجليل
بالجمله معاويه احق بودن زن را براى حضانت طفل اظهار نمود .
( شرح مقامات حريرى )
زوجه تاجر بصراوى
تاجرى مالدار از بصره باهواز رفت و در آنجا متأهل شد سالى يكدو بار به بصره مىآمد و با زوجهء قديم خود ملاقات مىكرد و باهواز برمىگشت و با عم عيال بصراوى خود مكاتبه داشت وقتى يكى از نوشتهجات عم زوجه قديم بدست زوجه جديد افتاد دانست شوهرش در بصره زن دارد كاغذى به همان سياقها از قول عم زن به شوهرش نوشت به اين مضمون كه زوجهات درگذشته عاجلا به بصره مراجعت كن و ميراث او را دريافت نما مرد مشغول تدارك سفر شد اين وقت زن گفت اين سفر شما را متفكر مىبينم البتّه عيالى دارى تاجر انكار كرد زن گفت اگر راست مىگويى بگو غير از تو حاضرا غائبا اگر زنى داشته باشم مطلقه باشد تاجر كه يقين كرده بود زن بصراويش مرده صيغه طلاق را جارى نمود اين وقت زن گفت ديگر حاجت به بصره رفتن نباشد چه آن زن نمرده بعلاوه مطلقه است .
اقول اين طلاق كه در حضور دو شاهد عادل نباشد طلاق باطل است و بالفرض مىتواند رجوع كند كيف كان حيله لطيفى به كار برده است .
فاطمه سلطان خانم
صبيهء مرحوم حاجى ميرزا حسين نوادهء قائممقام فراهانى و از طرفين منسوب به قائممقام مىباشد تولد اين بانو در ششم شهر رجب مطابق سال 1282 هجرى بوده و در سال هزار و سيصد بعموزاده خود ميرزا محمود پسر ميرزا احمد تزويج يافت .
اين بانو در فنون عربيت و ادبيت و تاريخ و شعر فارسى مىتوان گفت چنان است كه خنساء در عربى قصيدهاى در مدح كتاب خيرات حسان انشاء كرده كه از آن پايه فضلش