بود پيدا شدند و بر سر قبر او ايستادند و قوم او آمدند كه او را از قبر بيرون آورند بعضى گفتهاند در حيوة او ايمان نياورديد به او اكنون مىخواهيد بعد از مرگ او به او ايمان بياوريد و اگر او را از قبر بيرون بياوريد در ميان مردم ننگى خواهد بود براى شما او را به حال خود گذاشتند و برگشتند و اين خالد بن سنان بعد از عيسى و قبل از بعثت رسول خدا بود و نام دختر محياة بود .
دختر ابو يشكر
مرثيه خان بود در جلد ثانى متعلق باحوالات امام زين العابدين ص 878 مجلدات ناسخ گويد كه اين دختر ابو يشكر در مرثيهء پسر دختر خديجه دختر عمر بن على بن الحسين عليهما السلام گفت
أعدد رسول اللّه و أعدد بعده * اسد الإله و ثالثا عبّاسا
و أعدد علىّ الخير و أعدد جعفرا * و أعدد عقيلا بعده الرّواسا
موسى بن عبد اللّه بن الحسن كه در آن مجلس حاضر بود گفت خوب گفتى و مرا خورسند ساختى ديگرباره بازگوى پس آن دختر راثيه اين شعر بخواند
و منّا إمام المتّقين محمّد * و حمزة منّا و المهذّب جعفر
و منّا عليّ صهره و ابن عمّه * و فارسه ذاك الإمام المطهّر
زينب
او را حرّه هم مىگفتهاند دختر ابو القاسم عبد الرحمن بن الحسن ابن احمد بن سهل نيشابورى اين زن از عالمات معروفه بوده ولادت او در سال پانصد و بيست و چهار بوده و در سال ششصد و بيست و پنج درگذشت و جماعتى از اعيان علما را درك كرده كه از آن جمله زمخشرى صاحب كشاف است و از حافظ ابو الحسن عبد الغافر اجازه داشته و ابن خلكان در وفيات الاعيان در حرف الزاء گفته من از اين زينب اجازه دارم .