تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
و بلندى طبعش ظاهر است و آن اشعار ذيل است
چه آفتاب پديدار شد اگر يك‌چند * نهفته بود هنر در زنان دانشمند هنر خليفه فرزند باشد انسان را * همىببايد كز زن بزايد اين فرزند بنات حوا گر با كمال و معرفتند * سر از سپهر برآرند ور بخم كمند زنان مشابه روحند و نوع مردان جسم * ز جان روشن باشد هميشه تن خورسند اى آنكه طعنه زنى بر كمال و فضل زنان * بمال ديده كه جهلت بسر خمار افكند يكى است ناخن و چنگال شير ماده و نر * يكى است لعل بدخشان بتاج و گردن‌بند مگر نه حضرت صديقه دخت پيغمبر * فكند بالش رفعت فراز چرخ بلند مگر نه مريم با نفس خود مجاهده كرد * سپس مر او را با روح القدس شد پيوند مگر نه آسيه شد در خشوع بىهمتا * مگر نه رابعه بد در خضوع بىمانند اگر به تأنيث از قدر بانوان مىكاست * خدا بشمس نمىخورد در نبى سوگند زنان فراخور مدح‌اند لايق تمجيد * كه امهات كمالند و مستحق پسند بويژه شوىپرستان با خرد كه شوند * به پيش شوهر خود همچو شير نر بكمند خداشناس و نصيحت‌پذير و شوىپرست * خدا از ايشان خوشنود و بندگان خورسند نه هركه مقنعه بر سر فكند شد بانو * نه هرچه شيرين باشد بود چه شكر و قند زنان باهنر الحق سزد كه فخر كنند * از اين صحيفه كه شد خوش‌تر از صحيفه زند نگاشته مير اجل اعتماد سلطنه نيز * يكى رساله ز مشك ختن بسان پرند در او نگاشت تمام زنان فاضله را * نمود نام زنان را چه طبع خويش بلند تبارك اللّه از آن مير بىهمال كه تاخت * فراز گنبد گردون ز فرط فضل سمند بعقل و دانش بهتر ز خواجه كندر * بفضل و دانش برتر ز صاحب ميمند گهى كه خلقش آرد هواى فروردين * ز خاك لاله دمد گاه بهمن و اسفند ز نقطه رقمش بهر دفع عين كمال * خرد بسوزد در مجمر كمال سپند دعاش گويم بارى چنان كه اى بارى * بدور دهر از او دور دار درد و گزند
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 187 | شيخ ذبيح الله محلاتى