تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
خطاب به فرزند كرده گفت
أحلف بالمروة حقّا و الصّفا * إنّك خير من تفاريق العصا
يعنى قسم بمروه و صفا كه تو از قطعات چوب نافع‌ترى و اين مثل شد در ميان عرب ( خ )

جاريه هارون

در تزيين الاسواق مسطور است كه هارون الرشيد چندى بيكى از جوارى خود بىميل بود همين‌كه بر سر ميل آمد شبى بوصال او رغبت كرد او وعده بفردا داد چون فردا هارون وفاى وعده را مطالبه نمود جاريه گفت
كلام اللّيل يمحوه النّهار
هارون اين مصرع را بر ابو نواس خوانده گفت اين را قطعه كن ابو نواس اشعار ذيل را بنظم آورده
و ليلة أقبلت في القصر سكرى * و لكن زيّن السّكر الوقار و قد سقط الرّدى عين منكبيها * من التّخميش و انحلّ الإزار و هزّ الرّيح أردافا ثقالا * و غصنا فيه رمّان صغار فقلت الوعد سيّدتي فقالت * كلام اللّيل يمحوه النّهار
هارون بابو نواس گفت مثل اين است كه با ما بوده‌اى هزار درهم به او عطا نمود .

جاريه ديگر هارون

شبى هارون را بىخوابى فروگرفت برخواست و در قصر معلى مىگشت بجاريه بديع الجمالى رسيد كه خواب بود پاى او را گرفته كشيد جاريه بيدار شده خليفه را شناخت گفت يا امين اللّه ما هذا الخبر هارون گفت
هو ضيف طارق حبّكم * يرتجى المأوى إلى وقت السّحر
جاريه در جواب گفت
بسرور سيّدي اخدمه * ان رضى بى و بسمعى و بصر
هارون روز ديگر مصرع ( يا امين اللّه ما هذا الخبر ) را بر ابو نواس خوانده گفت