تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
جوان به اين دستور عمل كرد چون غلام صندوق را به خانه آن زن آورد آن زن به شوهر خود گفت اين چيست گفت جوانى خواست سفر رود اين صندوق را اطمينان نكرد نزد غير من بسپارد اكنون آورده است كه در اينجا باشد تا از سفر مراجعت كند زن گفت البتّه بايد سر صندوق را باز كنى مبادا فردا بيايد ادعى كند كه فلان چيز و فلان متاع در ميان آن بوده است مرد گفت سخن بصدق كردى سپس در صندوق را گشود جوان سر از صندوق بيرون آورد مرد مبهوت بماند سپس قصد قتل جوان كرد زن گفت دست نگاه‌دار اين جوان تقصير ندارد اين عمل از من است خواستم مطلب خود را بر تو معلوم كنم كه اگر زن عصمت نداشته باشد شوهر نمىتواند او را جلو بگيرد و مانع شود .

زنى كه چادر بر سر معشوقه خود كرد

در رياض الحكايات حجة الاسلام ميرزا حبيب اللّه كاشى است كه زنى با جوانى رفيق بود آن جوان را به خانه دعوت كرد در موقعى كه جوان وارد شد هنوز درست ننشسته بود كه شوهرش وارد شد زن فورا چادر خود را بر سر جوان انداخت شوهر پرسيد اين خانم كيست گفت اين خواهر من است مدتها است او را نديدم امروز به منزل ما آمده است شوهر باور كرد تداركى براى شب مهمان گرفت چون شب شد گفت تو امشب را با خواهر خود بخواب تنها نباشد زن رفت در نزد جوان خوابيد تا صبح مشغول عيش بودند و مرد آن شب را براى كارى بيرون رفت آن جوان نيز بعد از مدتى بيرون آمد از قضا شوهر مراجعت كرده بود جوانى را ديد كه از خانه بيرون مىآيد فورا زن قرآنى بدست گرفت پيش دويد و شوهر گفت ترا به اين قرآن قسم مىدهم كه خواهر من ديشب اينجا بود يا نه شوهر گفت چرا اينجا بود قضيه چيست و اين جوان كيست زن گفت اين مرد شوهرخواهر من است هرچه به او مىگويم ديشب زوجه تو اينجا بوده است و صبح رفته است باور نمىكند و مىگويد مىترسم جاى ديگر رفته باشد مرد گفت اى جوان به اين قرآن عيال شما ديشب اينجا بوده است جوان گفت چون شما فرموديد حاجت به قسم نيست سخن شما را باور كردم پس آن مرد آن جوان را نشانيد و احترام بسيار