فرسا آنقدر بماند تا بميرد .
قال على عليه السلام كم من شهوة ساعة اورثت حزنا طويلا « 1 » على عليه السلام گويد چه بسا لذت كوتاه و شهوت زودگذرى غصههاى درازى بدنبال مىآورد .
زن پنبه و مرد آتش تيز * بر گفته خود گواه دارم
ناموس حياء و شرم و عفت * بين زن و مرد در ميان است
بايد كه برند هر دو قسمت * زيراكه بهر دو توأمان است
زنى كه مردى را بتوسط صندوق به خانه آورد
در زينة المجالس آورده كه مردى بسيار غيور بود زنى داشت بسيار باجمال هرگز نمىگذاشت از خانه بيرون برود هرگاه از خانه بيرون مىرفت در را محكم مىبست و هيچكس را به خانه راه نمىداد زن گفت كه چرا اينهمه كار بر من تنگ مىگيرى اگر زن عصمت نداشته باشد شوهر نمىتواند او را حفظ نمايد مشهور است كه اگر زنى بخواهد كه عملى بكند از سوراخ درب خانه كار خود را مىكند و اگر عصمت داشته باشد اين محافظت را محتاج نباشد شوهر التفاتى بسخن او نكرد و امر را بر او سخت گرفت زن خواست كه بر ادعاى خود برهانى اقامه نمايد پيرهزنى را كه همسايه او بود گاهى از شكاف در راز دلى با او مىگفت روزى با او گفت بفلان جوان بگو كه من بر تو عاشقم و از عشق تو بىقرارم پيرهزن اين پيغام رسانيد جوان چون آوازهء حسن آن زن را شنيده بود آتش عشق در دلش شعلهور شد و جواب داد كه اين مطلب هرگز با بودن شوهر تو ميسر نمىشود زن گفت تدبيرى مىكنم تا مواصلت حاصل شود اگر طالب منى صندوقى درست كن و به شوهر من بگو صندوقى درست كردم و جواهر بسيار در او ذخيره كردم و مىخواهم بسفرى روم به هيچكس خاطرجمع نيستم مىخواهم بنزد تو بامانت بگذارم پس به خانه مىروى و در آن صندوق قرار گرفته بغلام خود مىگويى كه اين صندوق را با كليد به خانه ما آورد .
هامش
( 1 ) - وسائل جلد 4 صفحه 29 .