تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
از شدت گريه و هيجان نمىتوانم خود را نگاه دارم و هرگز صداى ضعيف او را در آخرين لحظه زندگى فراموش نمىكنم كه گفت ( بنتى يا صديقى ) نگارنده گويد قصه مفصل‌تر و دل‌خراش‌تر از اين داستان بدريه و مليحه است كه حقير آن را در كتاب ( كشف الغرور ) كه دومرتبه چاپ شده شرح داده‌ام اين واقعه دردناك از تجاوز جنسى يك پسر و تسليم نابجاى يك دختر سرچشمه گرفته سرانجام با آن وضع تأثربار و رقت‌انگيز پايان پذيرفت . اگر دختر و پسر از اول تمايل جنسى خود را تعديل كرده بودند اگر بر خواهشهاى نفسانى خويش مسلط مىبودند و بر خلاف عفت و قانون با يكديگر نمىآميختند هيچ‌يك از آن صحنه‌هاى تكان‌دهنده و رنج‌آور پيش نمىآمد بدبختانه پسر تحت تأثير شهوت بود و تمايل جنسى بر وى حكومت داشت او تنها بارضاء خواهش نفسانى خود فكر مىكرد و در راه رسيدن به مقصود از دروغ‌گوئى و عهدشكنى باك نداشت دختر نيز بر خواهش نفسانى خود مسلط نبود و در مقابل غريزهء جنسى قدرت خوددارى نداشت او تنها بر آبرو و شرف خود مىترسيد به‌همين‌جهت موقعى كه پسر بوى وعدهء ازدواج داد تسليم شد زيرا گمان مىكرد آبرويش محفوظ خواهد ماند پسر پس از اعمال شهوت و ارضاء غريزه دختر را ترك گفت و بر خلاف فطرت اخلاقى و سجاياى انسانى عهدشكنى كرد دختر كه تمايل عزتش سركوب شده بود از ترس رسوائى و بدنامى از پدر و مادر و از خانه و زندگى از رفاه و آسايش و خلاصه از همه چيز خود چشم پوشيد و به آن زندگانى تلخ و ناگوار تن داد شكستهاى روحى و پايمال شدن آبرو و شرف تاروپود وجود دختر را سوزاند و در سنين جوانى تسليم مرگش كرد . پسر كه بوسيله نامه از نتايج شوم عهدشكنى و خيانت خود آگاه شده بود سخت ناراحت شد موقعى كه از نزديك دختر بدبخت را در حال مرگ مشاهده كرد از وحشت بىهوش گرديد شكنجه وجدان اخلاقى و ملامتهاى درونى چنان او را درهم كوبيد كه پس از مرگ دختر نتوانست بزندگى عادى خود ادامه دهد احساس شرمسارى چنان مجبورش كرد كه خود را در آن بالاخانه مصيبت‌زا زندانى كند و در آن محيط رنج‌آور و طاقت