چهار چيز كه دل مىبرد كدام چهار * شراب و ساقى و گلزار هست و قامت يار
اتفاقا پدرش عالمگير پشت او بود فورا مصراع ثانى را بدل كرده گفت :
( نماز و روزه و تسبيح ديگر استغفار )
گويند مشار اليها در نزد ناصر على اين مصراع را گفت :
( از هم نمىشود ز حلاوت جدا لبم )
ناصر على بطور مزاح در جواب او اين مصراع را گفت ارتجالا :
( گويا رسيده بر لب زيب النسا لبم )
مشار اليها برافروخت چهرهاش ديگرگون شد اين بيت بگفت :
ناصر على بنام على بردهاى پناه * ور نه بذو الفقار على سر بريدمت
گويند زينت المساجد شاهجانآباد دهلى از بناهاى او است و قبر او در صحن همان مسجد است و بر لوح مزارش اين بيت از اشعار او است :
مونس مادر لحد فضل خدا تنها بس است * سايهاى از ابر رحمت قبرپوش ما بس است
زمرد خاتون
دختر ايوب زنى نيكوكار با راستى گفتار توام با عفت و فضيلت شهيره و در صدقات و خيرات اميرهء عصر خود بوده و در عمارت مساجد و مشاهد و مدارس و قناطر و رباط مساعى جميله بتقديم رسانيده مسجد زمرد خاتون كبير در تل ثعالب از آثار او است موقوفات بسيار براى او مرتب نمود و مدرسهاى در ظاهر دمشق بنا كرد كه مقبرهء خود را در آنجا قرار داد و برادرش شمس الدوله و شوهرش ناصر الدّين صاحب حمص هم در نزد او مدفون گرديدند .
( اعلام النساء نقلا از كتاب ثمار المقاصد فى ذكر المساجد )
زوجهء امير علاء الدّين
در اعيان الشيعة از كتاب الحوادث الجامعة ابن فوطى نقل مىكند تحت عنوان