فلا يجهلن احد فيقول كيف العدل و انى ليقضى اللّه امرا كان مفعولا الا و ان خضاب النساء الحناء و ان خضاب الرجال الدماء فهذا يوم فاعدوا لما بعده و الصبر خير لعواقب الامور ايها الى الحرب قدما غير ناكصين و لا متناكسين ) .
در اين جمله مىگويد اى مردم به هوش باشيد و خود را واپاييد و به راه خويش بازگرديد همانا در فتنهاى افتاديد كه فروگرفت شما را به پردههاى ظلمت و بگردانيد از راه راست هان اى مردم فراز آئيد و خويش را واپاييد از اين فتنه كه هم كور است و هم كر است و هم گنك است شنوا نيست چندانكه او را ندا كنى و شتر صعبى است كه رام نمىشود از براى ساربان همانا اى مردم بيدار باشيد و بدانيد كه هنگامى كه شمس نورافشانى كند چراغ ديگر نور ندارد و تابش ماهتاب فروغ ستاره را ناچيز كند و آهن جز بآهن قطع نشود آنكس كه از ما رشد خويش جويد او را ارشاد كنيم و آنكس كه سؤالى بنمايد او را پاسخ گوئيم بدانيد اى مردم كه حق گمشدهء خود را طلب مىكند و در ميابد پس اى جماعت مهاجر و انصار شكيبائى كنيد بر اين غصه كه گلوى شما را فشار مىدهد همانا اين تشتت آراء متحد شود و كلمهء تقوى متفق گردد و حق مغز باطل را از هم بپاشد طريق جهل مسپاريد و حكم حق را نافذ دانيد همانا زنان را در خضاب حنا به كار آيد و مردان را خضاب از خون بايد پس در كار حرب صابر باشيد و قدم استوار داريد و بازپس مشويد و مردم را بطريق قهقرا بازپس مبريد .
اين وقت معاويه روى با زرقا كرد گفت اى زرقا سوگند با خداى كه تو در اين خونها كه على بن ابى طالب بريخت شريك باشى ( فقالت احسن اللّه بشارتك و ادام سلامتك فمثلك بشر بخير و بشر جليسه ) .
زرقا گفت خداوند نيكو بدارد بشارت ترا و پاينده فرمايد سلامت ترا مانند تو بزرگمردى بشارت مىدهد بخير و شاد مىدارد جليس خود را معاويه گفت آيا اين كلمات ترا مسرور ساخت زرقا گفت آرى به خدا قسم مرا بخير بشارت دادى و خوشحال نمودى اكنون كجا است از براى من تصديق بفعل من معاويه بخنديد و گفت سوگند با خداى وفاى تو از براى على بن ابى طالب بعد از وفات او مرا بيشتر بشگفت مىآورد
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 283
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص٢٨٣