تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
از حب تو او را در حيوة او اكنون هر حاجت دارى بگو كه در نزد من برآورده است زرقا گفت من قسم ياد كرده‌ام كه از اميرى چيزى سؤال نكنم و همانند تو بدون سؤال عطا خواهد كرد و بدون طلب خود بنمايد و بىدرخواست تمهيد موهبت فرمايد معاويه گفت راست گفتى . سپس فرمان كرد تا او را شاد حاضر بنمايند و جماعتى كه با او بودند هريك را به جايزهء جداگانه مسرور داشت و به وطن مراجعت داد .

زينب النسا بيكم

دختر اورنگ‌زيب عالم‌گير پادشاه است مادرش دلوش بانو دختر شاه نواز خان در تذكرة الخواتين گويد در سنهء 1048 متولد گرديد اين دختر حافظ قرآن و در علم نحو و صرف و فقه مهارتى بكمال داشته خطوط نسخ و شكسته و نستعليق را خوب مىنوشته ميلى كلى باشعار داشته بسيارى از شعرا و علماء وظيفه‌خوار او بودند و شوهر اختيار نكرد تا در سنه 1113 هزار و صد و سيزده وفات كرد و او را طبعى موزون و سرشار بوده اشعار ذيل از نتايج افكار او است كه بعضى را در مقام مشاعره با طرف سروده :
بلبل از گل بگذرد گر در چمن بيند مرا * بت‌پرستى كى كند گر برهمن بيند مرا در سخن پنهان شدم مانند بو در برگ گل * هركه ديدم ميل دارد در سخن بيند مرا
* * *
بشكند دستى كه خم در گردن يارى نشد * كور به چشمى كه لذت ديدن يارى نشد صد بهار آخر شد هر گل بفرقى جا گرفت * غنچهء باغ دل ما زيب دستارى نشد كار ما آخر شد و آخر ز ما كارى نشد * مشت خاك ما غبار كوچهء يارى نشد
و لها
اى آبشار نوحه‌كنان بهر چيستى * چين بر جبين فكنده ز اندوه كيستى