تو را چه پيش آمد كه اين حالت به تو دست داد عرض كرد يا رسول اللّه از در مسجد عبور دادم ديدم شما در نماز مىباشيد گفتم دو ركعت نماز با شما بجا آورم يا رسول اللّه اينكه گفتى و ان جهنم لموعدهم الخ اين كلام خداست يا كلام شما حضرت فرمود اين كلام خداست اعرابيه گفت وا ويلاه هر عضوى از اعضاى من بر درى از درهاى جهنم قسمت خواهد شد رسول خدا فرمود نه چنين است بلكه خداى تعالى خلقان را بر هر درى از درهاى دوزخ عذاب كنند على قدر اعمالهم عرض كرد يا رسول اللّه من زنى درويشم و مالى ندارم مگر هفت بنده شما را گواه مىگيرم كه همه را آزاد كردم هريكى را بر درى از دوزخ در آن حال جبرئيل آمد و گفت يا رسول اللّه بشارت ده اعرابيه را كه خداوند متعال درهاى دوزخ را به روى او بست و درهاى بهشت را به روى او بگشاد .
زاهره او زهراء
شيخ در رجال خود او را از اصحاب حضرت جواد شمرده بدون اينكه وصفى براى او ذكر كرده باشد .
مامقانى مىفرمايد ظاهرا اين زن اماميه است ولى حال او مجهولست .
زبيده دختر فتح على شاه
احمد ميرزا در تاريخ عضدى گفته اين مخدره در بذل و بخشش اموال نادرهء عصر خود بوده و در تقوى و پرهيزكارى از زوجات و بنات خاقان مغفور كسى به او پيشى نگرفته در سلك عرفا و مريد حاجى ميرزا على نقى همدانى بوده كمتر وقتى فراقت از اوراد خفيه و جليه داشت مدت هشتاد سال زندگانى كرد و كسى از او رنجشى پيدا نكرد با اينكه صاحب همه قسم رياست و همه طور حكمش جارى بود به زيارت بيت اللّه رفت و از بذل و بخشش زبيدهء عصر خود بود ولى مهما امكن خفية تصدق مىداد بيست مرتبه به زيارت ائمه عراق رفته و ده مرتبه بمشهد رضوى مشرف شده و در سفر اسباب تجمل براى خود فراهم نمىنمود و مهما امكن بسيار ساده مسافرت مىكرد و كمتر سائلى