تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
بر اينكه ابو الحسن الرضا را وليعهد قرار دادم به خدا قسم كه با تو حديثى بنمايم كه از او تعجب بنمائى روزى نزد او آمدم و با او گفتم فداى تو شوم پدرانت نزد ايشان بود علم آنچه شده است و آنچه خواهد شد تا روز قيامت و تو وصى ايشان و وارث علم آنها هستى و علم ايشان نزد تو است و مرا به تو حاجتى است فرمود آن كدام است گفتم مرا جاريه‌ايست ( زاهريه ) نام و از همه زوجات من در نزد من محترم‌تر و عزيزتر است و هيچيك از جوارى را بر او مقدم نمىدارم و او چند مرتبه حامله شده است و بچه خود را سقط مىكند و حالا هم حامله است مرا به چيزى دلالت بفرمائيد كه او را تعليم دهم خود را به آن معالجه نمايد و سالم بماند آن حضرت فرمود مترس و خاطرجمع دار از اسقاط طفل كه سالم مىماند و پسرى آورد كه بمادرش شبيه‌تر از همه مردم بوده باشد و انگشت كوچكى زيادى داشته باشد در دست راست او كه آويخته نيست و همچنين در پاى چپ خنصرى زايد دارد كه آويخته نيست پس در خاطر خود گفتم گواهى مىدهم كه خداى عز و جل بر همه چيز قادر است چون زاهريه وضع حمل نمود پسرى آورد از همه مردم بمادرش شبيه‌تر بود و چنان كه حضرت فرموده بود در دست راست او خنصرى زايد داشت كه آويخته نبود و در پاى چپ او كذلك پس كيست كه ملامت مىكند مرا بر اينكه او را وليعهد كردم و علم و آيت ميان عالميان قرار دادم .

زاهدهء مدينه

در تفسير ابو الفتوح رازى در سورهء الحجر در ذيل آيهء
( وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ )
از انس بن مالك روايت كند و او از بلال كه رسول خدا يك روز در مسجد مدينه نماز مىكرد تنها در آن حال زنى اعرابيه بگذشت خواست كه در قفاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نماز بگذارد داخل مسجد شد و اقتدا كرد رسول اكرم ملتفت نبود كه كسى به او اقتدا كرده سورهء ( الحجر ) را قرائت كرد چون آيه مذكوره را قرائت نمود اعرابيه صيحه بزد و بىهوش بيفتاد حضرت رسول چون سلام نماز داد فرمان كرد تا آب به صورت او پاشيدند چون به هوش آمد رسول خدا فرمود اى زن
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 265 | شيخ ذبيح الله محلاتى