در رهت استادهام از روى شوق * تا بيائى جان ببازم همچه شمع
و لها
خواهم از ساقى مهوش تا نمايد لطف عام * هر زمان ريزد بكام خشك من جامى ديگر
گرچه نتوان لنگلنگان پا نهم در كوى دوست * لطف او گر شامل آيد مىنهم گامى ديگر
زبيده زوجهء هارون الرشيد
بيشتر كتب « 1 » تواريخ متعرض ترجمهء اين زبيده خاتون شدند از شيعه و سنى نامش امة العزيز است ولى اين لقب بر اسمش غلبه پيدا كرده كنيهاش ام جعفر است دختر جعفر بن ابى جعفر المنصور است هارون كه پسرعموى او بود او را بنكاح خود درآورد و بنا بر نقل كتاب تحفة العروس كه مىگويد دو وليمه در اسلام همانند پيدا نكرد يكى وليمه هارون الرشيد بود براى زبيده كه در مجلس عقد ظرفهاى طلا را پر از نقره مىكردند و ظرفهاى نقره را پر از طلا مىكردند و بمردم نثار مىكردند بالاخره نفقهء آن وليمه آنچه مهدى عباسي به تنهائى صرف كرده بود پنجاه هزار هزار دينار بود سواى آنچه را كه خود هارون خرج كرده بود و وليمه ديگر وليمهء مامون بود براى دختر حسن بن سهل كه در ترجمهء بوران گذشت .
بالجمله زبيده در حيوة ابو جعفر منصور دوانقى متولد شد و ابو جعفر او را مىرقصانيد و مىگفت انت زبدة انت زبيده فلذا اين اسم براى او باقى ماند .
و بروايت صدوق در مجالس زبيده شيعه بود ازاينجهت هارون قسم خورد كه او را طلاق بگويد و بواسطهء سفيدى رخسار و زيبائى چهره و عذار او را زبيده مىگفتهاند
هامش
( 1 ) مثل تاريخ بغداد و حمد اللّه مستوفى در نزهة القلوب و حموى در معجم البلدان در ترجمه تبريز و خيابانى در وقايع الايام و مسعودى در مروج الذهب و صدوق در مجالس و مامقانى در رجال خود و ابن جوزى در القاب و اتليدى در اعلام الناس در قصه برامكه و صاحب زينت المجالس و تحفة العروس و سائرين