در واقع بدست دلشاد خاتون بود و او غربا را نوازش مىنمود و فقرا پيوسته مشمول احسان او بودند در سنه 752 هجرى در بغداد وفات كرد نعش او را با كمال تجليل به نجف اشرف حمل نمودند و او را طبع موزونى بوده اين ابيات ذيل از او است :
اشكى كه سر ز گوشهء چشمم برون كند * بر روى من نشيند و دعوى خون كند
و لها ايضا
طاعات منكران محبت قبول نيست * صدبار اگر ز چشمهء زمزم وضو كنند
و لها ايضا
حل شد از غم همه مشكل كه مرا در دل بود * جز غم عشق كه حل كردن او مشكل بود
و لا يخفى كه حضرات ايلكانى رجالا و نساء همه از امراء و بزرگان شيعه بودند و سالها در عراق حكومت داشتند و خواجه جمال الدّين ساوجى قصيدهء غرائى در جلوس سلطان اويس كه متضمن مادهء تاريخ او است برشته نظم كشيده و تاريخ جلوس او را بيان نمود اين ابيات ذيل از آن قصيده است :
مبشران سعادت بر اين بلندرواق * همىكنند ندا در ممالك آفاق
كه سال هفصد و پنجاه هفت ماه رجب * باتفاق خلايق به يارى خلاق
خدا يگان سلاطين عهد شيخ اويس * پناه پشت ملوك جهان على الاطلاق
نشست خسرو روى زمين باستحقاق * فراز تخت سلاطين مدار ملك عراق
و قاضى نور اللّه در مجالس المؤمنين ص 393 مآثر ايشان را ذكر كرده كه ايلكانى ها و جلائريها و ايلخانيها حكومت واحده داشتند و همه از امراء شيعه مىباشند و در تاريخ نجف تاليف شيخ جعفر بن شيخ باقر نجفى نقل كرده كه از سنه 736 تا سنه 813 در عراق سلطنت داشتند و آثار آنها در عتبات از معابد و مساجد و تكايا بسيار است و شيخ حسن كبير در سنه 757 وفات كرد در بغداد و جنازه او را به نجف برده دفن كردند و مدت سلطنت او هفده سال بود .