تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
فاضله و اديبه بود و جاى تعجب نيست دخترى كه در دامان صاحب بن عباد كه زبان از فصاحت و علم و ادب او قاصر است چنين باشد فضل و دانش را از پدر ميراث گرفته بود صاحب بن عباد از كثرت علاقه به آن دختر و شدت علاقهء او بسادات دوست مىداشت كه اين دختر را بيك نفر علوى تزويج بنمايد تا اينكه او را بابو الحسين على بن الحسين معروف باخى مسمعى تزويج نمود چون مسمعى برادر رضاعى او بود به اين لقب مشهور گرديد و حسين فرزند قاسم بن محمد بطحائى است كه از سادات حسنى است و ابو الحسين از دختر صاحب بن عباد پسرى آورد نامش را عباد نهاد چون اين بشارت به صاحب بردند قصيده‌اى گفت كه اين دو بيت ذيل از او است :
احمد اللّه لبشرى اقبلت عند الفتى * اذ حبانى اللّه سبطا هو سبط للنبى مرحبا ثمة اهلا بغلام هاشمى * نبوى علوى حسنى صاحبى
و نيز قصيده‌اى در اين معنى سروده كه مطلع آن اين بيت ذيل است :
الحمد للّه حمدا دائما ابدا * قد صار سبط رسول اللّه لى ولدا

دختر حسين عليخان داغستانى

در كتاب دانشمندان آذربايجانى تاليف ميرزا محمد على تربيت گفته كه اين دختر در شهر اصفهان تحصيل كرده و ايشان دختر عم قلى خان مؤلف رياض الشعر است و اشعار ذيل اثر طبع اين دختر است :
من ساقيم شراب حاضر * اى عاشق تشنه آب حاضر آب است شراب پيش لعلم * هان لعل من و شراب حاضر با حسن من آفتاب هيچ است * اينك من و آفتاب حاضر

دختر مسلم بن عقيل

در ناسخ از تاريخ اعثم كوفى نقل كند كه مسلم بن عقيل را دخترى بود سيزده‌ساله چون در منزل زباله خبر قتل مسلم به حضرت سيد الشهداء رسيد بخيمه زنان درآمد و دختر مسلم را پيش خواست و نوازشى بزيادت و مراعاتى بيرون عادت با وى فرمود دختر