كنم خالد را قصاص بنمايم چون خليفه شد چرا قصاص نكرد و چرا حنث قسم نمود اعمى اللّه عيون من عمى قلبه .
خويله زوجهء اوس بن صامت
خويله بالتصغير دختر مالك بن ثعلبة بن اصرم است و قصه اين زن چنان كه در اصابه و غير آن مذكور است مظهر تشريع حكمى و شأن نزول آيتى گرديده خلاصه آن داستان اين است كه خويله زوجه اوس بن صامت روزى شوهرش بر او خشم گرفت و صيغه ظهار بر زبان رانده گفت انت على كظهر امى و ايقاع اين صيغه در آنوقت موجب بينونت منجز و سبب حرمت مطلق مىگرديد چنان كه صيغه طلاق در اين زمان چنين است چون خويله اين عبارت از شوهر بشنيد به خدمت رسول خدا رفت و قصهء خود را بيان كرد و از حكم شرعى و تكليف شخصى خود سؤال نمود و در آنجائىكه زنى بىكس و فقير و مادر چند كودك صغير بود نالهها و تألمى شديد پيدا كرد چرا كه اگر طفلكان را مىگذاشت و مىرفت از بىپرستارى طفلكان تلف مىشدند و اگر با خويشتن مىبرد از گرسنگى به هلاكت مىرسيدند .
حضرت رسول برحسب حكم مزبور كه صيغه ظهار حكم طلاق بائن داشت فرمود تو بر اوس بن صامت حرامى مطلقا پس حقتعالى بر آن ضعيفه ترحم فرموده و در حق او تفضل نموده آيتى فروفرستاد و حكم ظهار را بظهور رسانيد قال عز من قائل .
( قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ فِي زَوْجِها وَ تَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ .
الآية ) مراد از التى خوله است و مقصود از زوجها اوس بن صامت است از اين هنگام ظهار از طلاق جدا شد باينكه تفريق و بينونت و حرمتى را كه طلاق موجب گردد منجز و مطلق باشد و از ظهار و مقيد و معلق به اين معنى كه مظاهر چون خواهد زوجهء خود را حلال نمايد مىبايد كفارهء شرعيه بپردازد پس حرمت مس زن بر شويش مادامى است كه كفاره نداده باشد بر خلاف حرمت طلاق كه به مجرد وقوع آن حكم حرمت بطور تنجيز و تاييد و اطلاق