تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦

سبب اسير شدن خوله

اين قصه را اكابر علماى عامه « 1 » نقل كرده‌اند و چون راه انكار بر آنها محدود است در مقام تاويلات ركيكه برآمدند چندانكه يضحك به الثكلا و اصل قصه اين است كه چون ابو بكر بر مسند خلافت مستقر گرديد خالد بن وليد را فرستاد بسوى قبيلهء بنى يربوع كه زكات ايشان را جمع كند چون خالد وارد قبيلهء مالك شد ايشان اذان گفتند و نماز كردند و اظهار اطاعت و انقياد نمودند چون شب شد آثار عذر از خالد ظاهر شد ايشان احتياط نمودند اسلحه بر خود بستند اصحاب خالد گفتند ما مسلمانيم شما چرا اسلحه برداشته‌ايد ايشان گفتند ما هم مسلمانيم شما چرا اسلحه برداشته‌ايد چون قبيلهء مالك اسلحه خود را ريختند اصحاب خالد بر آنها حمله نمودند و مردان آنها را كشتند و زنان آنها را اسير كردند ابو قتاده كه با آن لشكر بود گفت اين جماعت اظهار اسلام كردند و شما آنها را امان داديد خالد به حرف او التفات نكرده امر كرد بقتل مردان آنها و اسير كردن زنان آنها و اطفال ايشان بالاخره مردان آنها را كشتند و زنان آنها را اسير كردند و اموال آنها را در ميان لشكر قسمت نمودند و خالد زن مالك بن نويره را بحصه خود گرفت و در همان شب با او جماع كرد پس ابو قتاده قسم ياد كرد كه در لشكرى كه خالد امير باشد هرگز نرود پس بر اسب خود سوار شد و بشتاب بسوى ابو بكر برگشت و قصه را به او نقل كرد عمر چون اين واقعه را شنيد انكار بليغ كرد و سخن بسيار گفت با ابو بكر و گفت قصاص بر خالد واجب شده است چون خالد برگشت و داخل مسجد شد با هيئت اهل حرب و تيرها بر عمامه‌اش بند كرده بود عمر برخواست و تيرها از سرش كشيد و شكست و گفت اى دشمن خدا مرد مسلمانى را كشتى و با عيالش زنا كردى و اللّه
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى و كامل ابن اثير جزرى و شرح ابن ابى الحديد و روضة الاحباب عطاء اللّه و مغنى قاضى عبد الجبار و نهاية العقول فخر رازى و استيعاب ابن عبد البر و عقد الفريد ابن عبد ربه و تفتازانى و قوشجى و شريف جرجانى و غيرهم .