تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
اعيطتنى المأمول فوق منيتى * جمعتنى يا رب مع احبتى
و خوله با برادر خود بود تا در اجنادين دوباره مردم روم لشكر بسيار فراهم آوردند و جمعى از زنان مسلمانان را باسيرى گرفتند كه از جمله آنها خوله خواهر ضرار بن ازور بود ضرار چون اين بدانست سخت آشفته شد خالد گفت بيم مكن كه جمعى از سران سپاه روم در نزد ما اسير و مقيدند و پطرس كه زنان را اسير گرفته بود تا ظاهر دمشق طى مسافت كرد و در آنجا بانتظار برادرش پولس بنشست كه او لشكر عرب را بقتل رساند و به او ملحق شود پس بتماشاى اسيران آمد در ميانه چشمش برخسار خوله افتاد هيچ‌كس از زنان عرب را بصباحت منظر و طراوت رخسار مانند خوله نديد گفت اين اسير خاص من است كسى در او طمع نبندد و لشكر روم هريكى اسيرى را خاص خود حساب مىكردند و انتظار پولس مىبردند و در ميان اسيران جمعى از زنان حمير و زنان تبايعه يمن گفت شما رضا مىدهيد كه كافران بر شما درآيند و شما را در گيرند من مرك را از اين زندگانى بهتر دانم عفيره دختر غفار حميرى گفت اى دختر ازور ما چه توانيم كرد كار با سيف و سنان و تير و كمان توان جست ما را سلاح جنك نيست خوله گفت عمود خيمه‌ها برجا است اگر خدا بخواهد نصرت خواهد داد اگرنه در اين مقاتلت جان سپاريم و از سرزنش زنان عرب برهيم جماعت نسوان بدين سخن همداستان شدند پس خوله دختر ازور عمودى برگرفت و از پيش روان شد و سائر زنان از عقب او راه برگرفته‌اند خوله گفت اى زنان مردى كنيد و از همديگر جدا نشويد و هم‌گروه حمله افكنيد خوله اين بگفت و حمله كرد و عمود خويش را بر سر مردى فرود آورد چنان كه مغزش پراكنده فروريخت اين خبر به پطرس دادند برخواست و به ايشان نزديك شد چشمش بر خوله افتاد زنى را ديد كه چون شير شرزه مىخروشد و مىگويد ما دختران تبع و آل حميريم و فرق دشمنان عنود را با عمود مىشكافيم پطرس بر عارضين او نگاه كرد ديد مرواريدى است كه مذاب ياقوت خورده شيفته و فريفته وى شد بانك بر ايشان زد اين چه ناهنجاريست خوله گفت ما شعار عار بر تن نخواهيم كرد و سرزنش زنان عرب را هموار نخواهيم داشت آن‌كس كه با ما نزديك آيد سرش را
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 206 | شيخ ذبيح الله محلاتى