تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
با عمود نرم خواهيم كرد . پطرس بخنديد و با مردم خويش گفت با اين زنان مدارا كنيد و متعرض ايشان نشويد و هركس بر ايشان طمعى بست جان بر سر طلب نهاد تا سى نفر از آن كافران بدين‌وسيله مقتول شدند بدست زنان پطرس چون اين بشنيد در خشم شد با جمعى از لشكريان بنزد زنان آمدند بشود آنها را به نرمى و آرامى رام خود گردانند پطرس روى با خوله كرد گفت اى دوشيزه عربيه دست از اين كردار ناهنجار بازدار و خويشتن را به دهان اژدها مسپار مرا بپذير تا مولاى تو باشم همانا در نزد هرقل مكانتى بسزا دارم و از بهر من ضياع و عقار فراوان هست اين جمله را با تو سپارم خوله گفت يا ابن الكفرة اللئام سوگند با خداى كه تو را بشبانى شتران و گوسفندان خويش نپذيرم اين كى شود كه تو را كفو خود گيرم اگر بر تو دست يابم سرت را با اين عمود بپرانم پطرس در خشم شد در خاطر نهاد كه تمام زنان را بقتل رساند و با لشكريان گفت كه عارى بزرگتر از اين نتوان بود كه زنان عرب بر ما غلبه جويند بايد تيغ كشيد و اين گروه را بتمامت بقتل رسانيد در اين حال لشكر اسلام برسيد و خالد بن وليد و ضرار بن ازور چون قضاى آسمانى و بلاى ناگهانى بر جماعت كفار حمله كردند و يك نفر ايشان را زنده نگذاشتند و زنان را به‌سلامت مراجعت دادند در اين جنك سى نفر از روميان بدست خوله كشته شدند و در جنك يرموك زخمى بر سر خوله آمد كه از اسب درافتاد عفيره دختر غفار حميرى باز رسيد وى را پرستارى كرد و هنگامى كه برادرش اسير شد چنانچه ذكر شد در فراق او قصايدى دارد از آن جمله اين است
الا مخبر بعد الفراق يخبرنا * بما ذا الذى يا قوم اشغلكم عنا و لو كنت ادرى انه آخر النوى * لكنا وقفنا للوداع و ودعنا ألا يا غراب البين تسأل مخبرى * و هل بقدوم الغائبين تبشرنا لقد كانت الايام هو بقربهم * و كنا بهم نزهو و كانوا كما كنا الا قاتل اللّه النوى ما امره * و شتته ما ذا يريد النوى منا ذكرت ليالينا و نحن جماعة * و فرقنا ريب الزمان و شتتنا