تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
گاه مصاف درافكنيد و سردار سپاه را با لشكر تباه سازيد تا كرامت و غنيمت بدست كنيد و اگرنه رهسپار جنت گرديد فرزندان نصيحت مادر را آويز گوش كردند بامداد ساخته جنك شدند و بميدان تاختند و رجزها خواندند و جلادتها كردند و آن‌قدر كشتند تا كشته شدند و صاحب ناسخ رجزهاى ايشان را با كثيرى از اشعار خنساء نگاشته است . بالجمله چون خبر بخنساء بردند كه فرزندان تو چهار تن شهيد شدند فقالت الحمد للّه الذى شرفنى بقتلهم و ارجو من ربى ان يجمعنى معهم فى مستقر رحمته ) و از براى خنساء ديوانى است و وفات خنساء در سنه شش‌صد و چهل ميلادى بوده است .

( مج ) خوله خواهر ضرار ازور

اين زن در شجاعت و فروسيت شجاعتى بكمال داشته در جلد خلفاى ناسخ ص 186 خلاصه آنچه نگاشته اين است كه هنگامى كه خالد بن وليد با لشكر اسلام در نواحى دمشق ساخته كارزار بودند ضرار بن ازور را با پنج هزار دلاور بجانب ( بيت لاهيا ) گسيل داشت چون خبر بخالد رسيده بود كه از طرف هرقل لشكرى جرار بمدد روميان مىآمد خالد خواست سر راه بر ايشان گرفته باشد بالاخره ضرار بن ازور تا بيت لاهيا لشكر براند و از آنجا از دور نزديك بر سپاه روم مطلع گرديد و دانست كه جيشى عظيم و شاكى السلاح مىباشند چنان كه از شعشعه دروع و قواضب رماح ديدهء نظاره كان را به خود متوجه مىنمايد . بعضى مسلمانان گفتند اى ضرار ما را به اين قوم قوت كارزار نيست صواب اين باشد كه بازشويم و خبر بازدهيم ضرار گفت به خدا قسم بازنشوم چه خداوند مىفرمايد ( و لا يولوهم الادبار ) رافع بن عميرهء طائى گفت اى قوم ما بسيار وقت با عدد يسير بر جمعيت كثير غالب شديم شما دل بر صبر نهيد تا نصرت يابيد و همان گوئيد كه اصحاب طالوت هنگام لقاى جالوت گفتند ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا على القوم
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 202 | شيخ ذبيح الله محلاتى