تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
اين شعر را اختيار كرد :
لنا جفنات الغر يلمعن بالضحى * و اسيافنا يقطرن من نجدة دما
خنساء گفت به اين شعر نمىتوانى فخر بنمائى چه در چند موضع بلغزيدى حسان گفت آن كدام است خنساء گفت اول لفظ جفنات و آن فروتر از عدد ده را شامل است و اگر جفان گفته بودى تا غايت عدد را شامل بود و ديگر آنكه اگر بجاى لفظ الغر اگر بيض مىگفتى نيكو بود چونكه غر سفيدى جبهه را گويند و آن محدود است و از براى بيض حدى و قيدى نيست و ديگر آنكه گفتى يلمعن و لمع پرتوى را گويند كه يكى بگذرد و يكى درآيد اگر يشرقن گفته بودى نيكو بود چه اشراق از لمعان پاينده‌تر باشد و ديگر آنكه گفتى بالضحى اگر بالدجى گفته بودى اولى بود چه بيشتر آيندگان در شب آيند و ديگر آنكه گفتى اسيافنا و بايد سيوف گفته باشى كه افادت عموم كند و ديگر آنكه گفتى دم يقطرن و نيكو آن بود كه بگوئى يسلن چه سيلان از قطران افزون است و ديگر آنكه گفتى دم و آن مفرد است اگر دماء كه لفظ جمع است گفته بودى نيكو بودى حسان در جواب عاجز بماند ناچار لب فروبست . و بشار كه يكى از شعراى معروف است در حق خنساء گويد خنساء را زن مخوانيد كه او را چهار خايه است . و با جرير كه از فحول شعرا است گفتند كه اشعر ناس كيست گفت اگر خنسا نبود من بودم گفت با كدام شعر جرير اشعار ذيل را از خنساء قرائت كرد :
بنى سليم أ لا تبكوا لفارسكم * جلا عليكم امورا ذات امراس ما للمنايا تعادينا و تطرقنا * كاننا ابدا نجتز بالفاس تعدوا علينا فتابى ان تزايلنا * للحرب تخبر منا و هن ارماس و لا يراك حديث السن مقتبل * و فارس لا يرى مثل له واس منا يعاوضه لو كان يمنعه * بأس لصادفنا حيا اولى الباس ان الزمان و لا يفنى عجائبه * ابقى لنا ذنبا و استأصل الرأس ابقى لنا كل محمول و فجعنا * بالحاملين فهم هام و ارآس ان الجديدين فى طول اختلافهما * لا يفسدان و لكن يفسد الناس