تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
و اين خنساء با قبيلهء بنى سليم بنزد حضرت رسول آمد و مسلمانى گرفت و بعضى از اشعار خويش را بعرض آن حضرت رسانيد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود هيه يا خنساء و باتفاق تمام شعراى عرب هيچ زن مانند خنساء شعر نگفت و در به دو حال شعر از دوبيتى بيشتر يا كمتر گفتى چون برادرانش كشته شدند چندانكه زنده بود در مرثيه ايشان خويشتن‌دارى نتوانست كرد چندانكه در ميان عرب بشدت حزن و غلبهء مصيبت نامدار گشت چه برادرانش شجاع و كريم بودند و حكايتها از آنها آوردند در خلافت عمر چون لشكر اسلام با فرس در يوم سواد در برابر يكديگر روبرو شدند شامگاه خنساء چهار پسر خود را طلب داشت . فقالت يا بنى انكم اسلمتم طائعين و هاجرتم مختارين و اللّه الذى لا إله غيره انكم بنو رجل واحد كما انتم بنو امراة واحده ما خنت اباكم و لا فضحت اخوانكم و لا هجنت حسبكم و لا غيرت نسبكم و قد تعلمون ما اعد اللّه للمسلمين من الثواب العظيم فى حرب الكافرين و اعلموا ان الدار الباقية خير من الدار الفانية يقول اللّه عز و جل يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا لعلكم تفلحون فاذا اصبحتم ان شاء اللّه غدا سالمين فاغدوا الى قتال عدوكم مستبصرين و باللّه على اعدائه مستنصرين فاذا رايتم الحرب قد شمرت عن ساقها و جللت نارا على اوراقها فأطموا وطيسها و جالدوا رئيسها عند اخترام حميسها تظفروا بالغنم او الكرامة فى دار الخلد و المقام . در اين جمله كلمات گويد كه اى فرزندان من برغبت مسلمانى گرفتيد و به اختيار هجرت گرديد سوگند با خداى كه شما فرزند يك مرديد چنان كه فرزند يك زنيد با پدر شما خيانت نكردم و اخوان شما را فضيحت نخواستم حسب شما را نكوهيده نياوردم نسب شما را ديگرگون نساختم همانا دانسته‌ايد كه خداى تعالى در جهاد با كفار چه پاداش نهاده است و مىدانيد سراى آن جهان بر اين جهان چه فضيلت دارد خداوند مىفرمايد در جنگ با كفار صابر باشيد و از خدا بترسيد تا رستگار شويد چون شب به آخر رسد و سفيده سر برزند با دشمنان جدال را تصميم عزم دهيد و آنگاه كه حرب دامن برزند و بر پاى شود و نيران جنك و جوش افروخته گردد شما خويشتن را در گرم