تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
گفت مىگويند على بن ابى طالب كشته شده است جاريه گفت بعد از اين هرگز غنا نگويم معاويه گفت تا او را بزدند با تازيانه كه تغنّى كند جاريه گفت دست از من بازداريد تا بگويم سپس اين اشعار بسرود :
و كنا قبل مهلكة زمانا * نرى نجوى رسول اللّه فنيا أ لا أبلغ معاوية بن حرب * فلا قرّت عيون الشامتينا أ في شهر الصيام فجعتمونا * بخير الناس طرّا اجمعينا قتلتم خير من ركب المطايا * و اكرم كل من ركب السفينا و من لبس النعال و من حذاها * و من قرأ المثانى و المثينا فلا و اللّه لا أنسى عليّا * و حسن صلاته فى الراكعينا فلا تفخر معاوية بن حرب * فان بقية الخلفاء فينا لقد علمت قريش حيث كانت * بانك شرّهم حسبا و دينا
معاويه آتش خشمش زبانه زدن گرفت عمودى كه در پيش او بود بر فرق آن مؤمنه بنواخت كه روحش بشاخسار جنان پرواز كرد . اقول در ج 3 در ترجمهء ام الهيثم سبق ذكر يافت كه بيست و چهار بيت ام الهيثم در مرثيهء أمير المؤمنين عليه السّلام گفته كه از جمله آن اين ابيات مذكور است و ممكن است كه اين جاريه انشا و قرائت كرده .

جروه و طلب كردن معاويه او را

علامهء خبير سيدنا الاجل السيد محسن العاملى ( ره ) در اعيان الشيعه بترجمهء جروه « 1 » مىفرمايد دختر مرة بن غالب تميميه است روزى معاوية بن ابى سفيان حجامت كرده بود
هامش
( 1 ) جروه بفتح جيم و سكون راء بچه‌سگ را مىگويند و تا بامروز در ميان قبايل عرب رسم است كه هر فرزندى را كه بسيار دوست مىدارند اسم بدى براى او اختيار مىكنند مانند زباله و ثعلب و يربوع و كلب و ذئب و امثال آن و از اين معلوم مىشود كه اين زن در ميان عشيرهء و نزد پدر و مادر بسيار عزيز بوده كه اين اسم را براى او اختيار كرده‌اند منه .