او گفتهاند :
اذا ما أتقى اللّه الفتى و أطاعه * فليس له بأس و ان كان من جرهم
عرب گفت از قبيلهء بنىحنيفهام جاريه گفت از آن قبيلهاى كه در حق او گفتهاند
أكلت حنيفة ربّها * زمن التقحم و المجاعه
عرب گفت از عشيرهء ابليس باشم جاريه گفت خوب نسبى است ابليس همان است كه در حق او گفتهاند :
عجبت من ابليس من تيهه * و خبث ما اظهر من نيته
تاه على آدم فى سجدة * و صار قوّادا لذرّيته
مرد عرب گفت ديگر مىروم مرا ببخش جاريه گفت لعنت خدا همراهت باد برو همانا بر هر قوم كه نازل شدى و به تو احسان كردند نسبت به آنها كافر نعمتى و ناسپاسى مكن .
( مج ) جارية فى مقبرة
در كتاب حديقة الافراح گويد كه جاريهاى را بر سر مقبرهاى ديدند كه اين أبيات مىخواند :
أنوح على دهر مضى بغضارة * اذا العيش غض و الزمان موات
و أبكى زمانا صالحا قد فقدته * فقطع قلبى منه بالزفرات
ايا زمنا ولّى علىرغم أهله * ألا عد كما قد كنت مذ سنوات
تمطّى على الدهر فى متن قوسه * فصدّعنى منه به سهم شتات
خلاصه كلام اين جاريه در بىاعتبارى دنيا است كه مىگويد من نوحهسرائى مىكنم بر آن زمانى كه براى من چون بهار خرم و گلستان ارم بود كه با نهايت خوشى و عشرت روز بشام مىآوردم چه آنكه هرگاه زمانى چنين نباشد حكم منت را دارد و گريهء من براى آن زمان است كه چقدر زيبا و دلخواه من بود و از دست من بدر رفت چندان براى آن زمان أشك بريزم و صيحه بزنم كه رك دل من پاره شود اى روزگارى كه