تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
خلاصه مىگويد كه آن جاريه با سوز و گداز مشغول راز و نياز با پروردگار خود بود و در مناجات خود مىگفت اى خداى من و اى سيد و آقاى من همانا كنيزى بيچاره هستم و امهء حاجتمند تو هستم كه بدر و غربت گرفتار و به فقر و پريشانى دچار چندانكه شدت حاجت هتك حجاب من نموده و فقر و فاقت نقاب از چهرهء من برداشته و حال پريشان من بر تو مخفى نيست و شدت من از تو پوشيده نيست پروردگارا پرده از كار من برداشته شد و دست حاجت من با كمال ذلت و خوارى در نزد بندگان تو دراز شد بعد از اينكه سال‌هاى دراز در غنى و ثروت بودم و در مهد عزت و حرمت استراحت مىكردم اكنون از گردش اين چرخ كج‌مدار به اين روز گرفتار شدم كه دست اغنيا بسوى من دراز نمىشود و سينهء من تنك شده است از كردار اين مردم مع ذلك آن‌كس كه مرا محروم مىكند او را مورد ملامت قرار ندهم و آن‌كس كه به من ترحم مىكند او را حواله برحمت تو مىكنم كه تو او را جزاى خير بدهى بعد از آن اين ابيات بسرود :
بعض بنات الرجال ابرزها * الدهر لما قد نرى و اخرجها ابرزها من جليل نعمتها * فابتزها ملكها و احوجها و طال ما كانت العيون اذا * ما خرجت تستشف هودجها ان كان قد ساءها و احزنها * فطال ما سرها و ابهجها الحمد للّه ربّ معسرة * قد ضمّن اللّه ان يفرّجها

جارية نسابة

راغب اصفهانى در محاضرات مىنويسد كه عربى در بيابانى تشنه شد بخيمه‌اى رفت آب خواست جاريه‌اى براى او آب و شير آورد آن عرب چون آشاميد از دختر پرسش كرد از كدام قبيله‌اى گفت از بنى عامر گفت از آن عامريها كه در حق آنها گفته‌اند :
لعمرك ما تبلى سرائر عامر * من اللوم ما دامت عليها جلودها
جاريه چون ذم قبيلهء خود بشنيد پايش بلغزيد و دو سبو كه در دست داشت بيفتاد