و شكست بعد نزد عرب آمده گفت تو از كدام قبيلهاى گفت از بنى تميم جاريه گفت از آن قبيلهاى كه در حق او گفتهاند :
تميم بطرق اللوم اهدى من القطا * عرب گفت از باهله هستم جاريه گفت
آن باهله كه در حق او گفتهاند :
اذا ولدت حليلة باهلى * غلاما زاد فى عدد اللئام
عرب گفت من از قبيلهء بنى اسدم دختر گفت آن بنى اسد كه دربارهء او گفتهاند
ما سرنى ان أمى من بنى اسد * و ان لى كل يوم ألف دينار
قوم اذا جاءت الاضياف نحوهم * قالوا لامّهم بولوا على النار
مرد عرب گفت از بنى عبسم دختر گفت از آن قبيلهاى كه در حق او گفتهاند
اذا عبسية ولدت غلاما * فبشّرهم بلوم مستفاد
مرد عرب گفت از عشيرهء قيس باشم دختر گفت همان قيس كه در حق او گفتهاند :
اذا قيسية عطست فنكها * فانّ عطاسها سبب الوداق « 1 »
مرد عرب گفت از قبيلهء بنى كلبم دختر گفت از آن قبيله كه در حق او گفتهاند :
اذا كلبية خضّت يداها * فزوّجها فلا تأمن زناها
مرد عرب گفت از عشيرهء بنى ثقيفم جاريه گفت از آن عشيره كه در حق او گفتهاند :
اضل الناسبون أبا ثقيف * فما لهم اب الّا الضلال
عرب گفت از قبيله بنى خزاعه هستم جاريه گفت از آن قبيلهاى كه در حق او گفتهاند :
باعت خزاعة بيت اللّه اذ سكرت * بزّق خمر و اثواب و أبراد
عرب گفت از قبيلهء بنى جرهم باشم جاريه گفت از آن قبيله باشى كه در حق
هامش
( 1 ) الوداق جريان الماء .