تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
بنفسى فتى اوفى البرية كلها * و اقواهم فى الموت صبرا على الحسب
حقيقت حال را از او سؤال كردند گفت مردى كه در اين قبر است عاشق و مفتون من بود در زندگانى خود هروقت بواسطه محبت و عشق من دوچار شدت و محنتى مىشد صبر مىكرد و هرچه به او بد مىگفتند و اذيت مىكردند بسكوت مىگذرانيد و هرگاه الم عشق طغيان مىنمود اين اشعار مىسرود :
يقولون ان جاهرت قد عضك الهوى * و ان لم ابح بالحب قالوا تصبرا فما للذى يهوى و يكتم حبه * من الامر الا أن يموت فيقبرا
آن جوان در همان وقتى كه اين اشعار مىخواند جان بداد پس منهم بايد آن عهد بسر برم تا بميرم و در پهلوى او دفن شوم جز اين نخواهم كرد اين بگفت و جان به جان‌آفرين تسليم كرد .

جاريه‌اى كه در طواف شعر مىخواند

ابو الفضل مىدانى گويد حسن بصرى در اثناى طواف خانهء خدا جاريه‌اى را ديد كه اين دو بيت مىخواند :
لا يقبل اللّه من معشوقة عملا * يوما و عاشقها بها غضبان و ليس ياجرها فى قتل عاشقها * لكنّ عاشقها فى ذاك مأجور
يعنى قبول نمىكند خداى متعال از معشوقه عملى را كه عاشق او را از اين معشوقه دلگير و غضب‌آلود باشد و اين معشوقه اگر خود را بقتل برساند براى او اجرى نيست بخلاف عاشق او كه اگر مقتول شود مأجور و مثاب خواهد بود . حسن بصرى دختر را ملامت كرد گفت اينجا چه جاى شعرخواندن است و اين‌گونه سخن در اينجا روى نباشد جاريه گفت اگر تو از ظرفا هستى مگر نشنيده‌اى كه عرب در اشعار خود مىگويد :
بيض حرائر ما هممن بريبة * كظباء مكة صيد هنّ حرام يحسبن من لين الكلام زوانيا * و يصدّهن عن الخنا الاسلام
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 113 | شيخ ذبيح الله محلاتى