تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
آن بديع الجمال را از دل‌وجان پسنديد با خود گفت خوشبختى اين است كه شخص با چنين محبوبه‌اى هم‌بالين باشد و با چنين نازنينى روزگار بسر برد يكى را بخواستگارى او فرستاد و درخواست مزاوجت را پيغام داد دختر از واسطه پرسيد حرفه و پيشه اين خواستگار چيست و اين مطلوب را طالب كيست عرب چون اين سخن بشنيد اين دو بيت را برشته نظم كشيد و براى جاريه فرستاد .
و سائلة ما حرفتى قلت حرفتى * مقارعة الابطال فى كل شارق اذا عرضت خيل لخيل رأيتنى * امام رعيل الخيل احمى حقائق
يعنى آن‌كس كه سؤال از حرفه و كار من بكند كه حرفهء تو چيست مىگويم كار من اين است كه شجاعان كوه‌كن و فارسان صف‌شكن را فريسهء شمشير خود قرار مىدهم و هرگاه لشكر در لشكر افتد خواهى ديد مرا كه چون شير شرزه و اژدهاى دمنده در پيش صف حمايت از ربع خود مىنمايم . آن جاريه چون آن اشعار بخواند گفت اين جوان‌مرد شير نر است بايد شير ماده سراغ كند و بخواستگارى او فرستد اما من آنم و چنانم كه نظم كرده‌ام و اين دو بيت نوشت براى طلبكار فرستاد .
الا انما ابغى جوادا بماله * كريما محياه كثير الصدائق فتى همه مذ كان خود خريدة * يعانقها فى الليل فوق النمارق
و اين قصه نظير آن است كه عربى به تزويج زنى رغبت كرده تا با او دلربائى كند شرحى از ادب و كتابت خود بيان نمود زن گفت ياماص بظئر امه الديوان الرسائل اريدك حاصل كلام زن اين بود بعد از دشنامى كه داد اينكه مقامات علمى تو معلوم اما من ديوان رسائل ندارم كه ترا برياست در آنجا گذارم از آب و نان سخن كن نه از بيان و تبيان .

جارية اديبة

و فيه ايضا شخصى از قبيلهء بنى تميم شتر خود را گم كرده بود بجستجوى آنها
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 110 | شيخ ذبيح الله محلاتى