بسر مىبرند و دختران سيمتن كه در آنجا مىخرامند آنها را تشبيه بسيب مىنمايند كه وجه شبه زيبائى آنها است يا امير المؤمنين اگر او را با خود حمل كنى سنگينى ندارد و اگر كسى آن را بسوى شما پرتاب كند و بشما اصابه بنمايد موجب اذيت شما نشود رنگهاى قوسوقزح را از سبزى و زردى و سرخى را داراست شاعر در حق او گفته :
حمرة التفاح مع خضرته * اقرب الاشيا من قوس قزح
فعلى التفاح و اشرب قهوة * و اسقنيها بنشاط و فرح
ثم غنتنى لكى تطربنى * طرفك الفتان قلبى قد جرح
سعدى گويد
سيب را هر طرفى داده طبيعت رنگى * هم بدانگونه كه گلگونه كندروى نگار
ديگرى گويد
بر زبر شاخه بين سيبك سيمين ذقن * نيمهء رخ سرخرنگ نيمهء رخ زرد تن
عاشق و معشوق بين خفته بيك پيرهن * نى غلطم عاشق است كشته و خونينكفن
بجرم دلدادگى زدند او را بدار
بالاخره جاريه گفت يا امير المؤمنين چون اين سيب بشما رسيد بدست راست آن را اخذ كن و با خود دار و از نظر خود غائب مدار و تامل در حسن و نيكوئى او بفرما و ناخن به او فرومبر و به خدمتكاران خود بذل مفرما تا اينكه هرگاه مدتش به طول انجاميد و بهجت و نضارت او تغيير پيدا كرد تناول بفرما هنيئا لك .
جاريهء جميله و خواستن او را مرد اسدى
در مستطرف گويد عربى از قبيله بنى سعد در راهى دخترى جميله بديد و ازآنجائىكه